تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7727

مساهمون:

ص٧٧٢٧
را صدا زده كيف و عبا و دوتا مرغ كه خريده بودم به او داده و منزل آمدم . زينب و آقاها استقبال كردند . به حمد اللّه همگى سلامت بودند . عباس هم خوب شده است .

ديدار از عماد السلطنه

پس از صرف چاى و اداى نماز چون آقاى عماد السلطنه دو شب قبل مبتلاى خفقان و گرفتگى سينهء بسيار سختى شده بود و الساعه همه آنجا بودند فورى درشكه گرفته آنجا رفتم . حالش بهتر بود و به حمد اللّه به خير گذشته بود . آقا خيلى گريه كرد و مىگفت نزديك بود خلاص شوم . دو ساعت آنجا ماندم . بعد اجازه خواسته منزل آمدم . آقا در ناخوشيها سليقهء مخصوص دارند كه اغلب باعث اشتداد مرض و طول آن مىشود . خيلى استدعا كرديم اجتهاد مقابل نص مداواى طبيب نفرمايند . شايد چند روزى متحمل شوند ، ليكن مداومت نخواهند نمود ، زيرا به تجربه رسيده است . جز نواب عاليه ساير همشيره‌ها عيادت نموده بودند .

خصلت اطباى ايرانى

طهران امسال خيلى زود سرد شده و چند باران آمده . بيست روز زودتر از سنوات قبل كرسى گذاشته‌اند . گريپ در طهران معركه كرده . هيچ خانه‌اى نيست كه اين مرض و مرضهاى ديگر نباشد . زينب مبتلا شده بود . چهل روز است مداوا مىكند كه هنوز قلع مادهء مرض نشده و باز سينه‌اش درد مىكند . عين الملوك هم از روزى كه از كوريجان آمده دست راستش درد گرفته كم‌كم ورم زياد شده . فعلا گفتند به قدر يك متكاى بچه‌گانه بزرگ شده است . دكتر حكيم السلطنه طبيب خانوادگى آنها همه را معالجهء مرض رماتيزم و نقرس نموده به دليل آن‌كه مرحوم شاهزاده و من نقرس داشته و داريم . بعد كه رجوع به دكتر خليف طبيب مريض خانهء شوروى نموده‌اند محقق شده هيچ نقرس و رماتيزم نيست و همه را به خطا معالجه كرده است . از غرور و حسد با يك طبيب ديگر هم مشاوره ننموده تا به اينجا رسيده است . يك نفر طبيب ايرانى خودش را متخصص در هر رشتهء علم طب مىداند و تا مريض در حالت احتضار نيفتد طبيب ديگر را به يارى نخواهد طلبيد ، آن‌وقت هم كار از كار گذشته است . مرده‌ها هم آدمهاى خوبى هستند كه هيچ‌وقت شكوه از معالج خود نمىكنند . * * * يادداشتهاى سال 1310 به همين‌جا ( 20 آذر ) پايان مىگيرد .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 7727 | قهرمان ميرزا عين السلطنه