احمد شاه : ترس و خست
فخر الملك مىگفت شاه دو عيب بزرگ داشت كه براى هركس كه بخواهد رياست كند بد است : يكى خست ، يكى ترس . بهغير ايندو تمام صفاتش عالى بود و هيچ خلاف قانون هم نكرده است . همه را مىسازند . چنانچه قرارداد را هم نسبت به وى حاليه مىدهند .
مدح سردار سپه در هند
در همين جريده مكتوبى از دهلى بود كه نويسندهء ايرانى مىگويد وارد عمارت تازهء فرمانفرماى هند شدم چشمم به تمثال نادر شاه و محمد شاه هندى افتاد . بىاختيار اشكم جارى شده بيرون آمد . جريدهء « بمبئى كرونيكل » خريدم باز كردم در صفحهء اول چشمم به تمثال بىمثال سردار سپه نادر ثانى افتاد خدا را شكر كردم كه اين يگانه مرد را برانگيخت تا ايران را گلستان كند . بعد در تحت عنوان موسلينى مسلمان با صدراعظم جديد ايران چهارستون ترجمهء روزنامه را مىكند كه همه مدحوثناى سردار است .
در يكى از جرايد بيروت نوشته بود كه قرن بيستم سه فرزند دارد كه نظير ندارد : يكى مصطفى كمال پاشا ، يكى سردار سپه ، يكى امان اللّه خان .
سردار سپه را فريب مىدهند
سردار سپه به من نيكى كرده من بقدرى رهين منت او هستم كه حساب ندارد اما دلم مىسوزد كه اين آزادمرد را فريب دارند مىدهند و خودش نمىداند . از قول مسافر قم هم خيلى مىنويسند كه آقايان همراه هستند جز آن ملا نماها .
پايان جلد چهاردهم غلطگيرى نخستين ، روز بيست و هشتم آبانماه 1378 پايان گرفت . ايرج افشار