تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6668

مساهمون:

ص٦٦٦٨

خوزستان ما

براى جلوگيرى از مخمصهء اعراب بين‌النهرين رسما عربستان ما خوزستان خوانده شد . اعراب گفته‌اند جزو ما بشود . جرايد ما مىگويند بغداد هم مال ماست ، طاق كسرى دليل واضحى است . انگليسها با سنگلر ساختند . روسها لندلند دارند اما زور ندارند . همه‌چيز ارزان شده ليكن پول نيست . بازار طهران مثل بازار قزوين شده . مگر پول سنگلر برسد و تا چندى آباد كند . شنبه 19 ج 1 - هوا خوش است . كار من با ساعد الدوله راجع به قائم‌مقام الملك شد . رئيس الوزرا دستخط نموده است بطور خصوصى ختم كند « 1 » . روز سه‌شنبه بايد آنجا بروم روبه‌رو شويم .

بلوچستان

قشون ما پس از قرنى وارد بلوچستان شد . قلاع خوانين به تصرف آمد . هيچ قوهء حاكمى آنجا نرفته جز علاء الملك آن هم با الاغ « 2 » . از خزعل صد هزار نقد ، چهارصد هزار تمسك بانك . [ از ] قوام الملك ماهى بيست و پنج هزار تومان ماليات عقب‌مانده وصول مىشود . سنگلر قصد دارد راه‌آهن از آستارا تا طرابوزان را بگيرد كه نفت را از آنجا حمل كند .

فحش سردار سپه

سردار سپه صدر الملك و لسان الملك را فحش داد از خانهء خود بيرون كرد ، مگر قهوه‌خانه است متصل مىآئيد . اهل اطاق وحشت كردند . خواستند بروند با كمال بردبارى همه را نشاند و به كارشان رسيد كه من اوقات‌تلخى با مردمان بيكار فضول دارم . لسان الملك از فضولهاى درجهء اول است .

گرفتن اقبال السلطنه

عبد اللّه امير لشكر شمال براى بازديد راه شسهء ماكو رفت . در خانهء حاكم ماكو پياده شد . اقبال السلطنه خبر شد آمد به اصرار و ابرام او را برد خانهء خودش . عبد اللّه خان قبول
هامش
( 1 ) - نامهء عين السلطنه و دستور سردار سپه صفحهء بعد چاپ شده است . ( 2 ) - تلميحى است نسبت به‌لقب علاء الملك ( محمود ) . از بس كودن بود او را « الاغ الملك » مىگفتند . ( ا . افشار )