قضيهء ساعد الدوله
كار من و ساعد الدوله را رئيس الوزرا رجوع به قائممقام الملك كرد . با حاجى عز الممالك رفتيم . گفت كلهشق است . وزير مرقوم دارد . حاجى وزير رفت بگيرد . امر خانهء من گذشت . هزار تومان بدهم خانه را تخليه كنند ، حالا پول نيست .
حكم يوسفيه
تميز حكم يوسفيه را نقض كرد . در وكالتنامهء معين السادات اسم شاهزاده نبود و اين همه محاكمهء ابتدائى ، استيناف حكم داده بودند قضات را محاكمه مىكنند . شصت دوسيه شكايت قضات بود . افخم هم عريضهء شكايت داد . معاضد السلطنه سخت دنبال مىكند .
جريده و هوچى خيلىكم شده . بعضى خيالات دولت دارد . اما نمىگويند تا مجلس باز شود و خيلى محرمانه رأى بگيرند كه هو نشود ، مثل حكايت نفت شمال كه از بس هو كردند از بين رفت . امريكائيها هيچكارى نكردند . مردم از افتضاح خودشان مىترسند پر آشكار بدگوئى كنند ، مگر جريدهء « ميهن » كه سخت دنبال كرده و فضايح امور آنها را يكى يكى با دلائل ثابت مىكند . هيچ عملى و . . . « 1 » در كار نمىباشد .
مهذب الدوله نوشته بود ماليهء خود امريكا هم مثل اروپا منظم نيست . منتهى عايدات زياد است و كسى حرفى نمىزند . مردم امريكا كاسب و تاجر هستند . تا صرفه نداشته باشد به كارى شروع نمىكنند . مردم ايران بىجهت به آنها اهميت مىدهند . همان صداى دهل است . گدا در شهر نيست ، اگر هست واضح تكدى و اظهار نمىكند .
اتوموبيل قوام السلطنه و نصرت الدوله
قوام الملك ، سردار عشاير ، پسر سردار اقدس وكيل شدند . امسال وكيلهاى گردن كلفت داريم . مردم كه پارسال براى يك اتومبيل قوام السلطنه و نصرت الدوله چشمشان درمىآمد حالا چه خواهند كرد . مردم بقدرى شايق راهآهن شدهاند كه دودستى تقديم انگليس مىكنند . مىگويند هركس مىكشد بكشد .
هامش
( 1 ) - يك كلمهء ناخوانا .