مخارج انتخابات - اعلانات
به طور تحقيق مىگويند يكصد هزار تومان به مصرف پلوچلو و خريد آراى طهران شده است . اگر بدانيد چقدر ورقه همه روز چاپ و منتشر مىشود . هركس يك ورقه چاپ و خود و خدمات خود را درج و منتشر مىكند . بعضيها چندين مرتبه چاپ كردهاند .
عصرها توى خيابان و ظهرها توى بازار هركس صد قدم راه برود ده تا بيست تا ورقه زرد و سرخ و آبى به دستش بچهها مىدهند . سابقا يادم هست فقط يكدفعه مخبر الملك در روزنامه اعلان كرد من براى وكالت حاضرم مردم تعجب نمودند . امسال هرآشكشكى هرسيرابفروش هم در جرايد درج كردند .
اوراق انتخاباتى - على سياه
از دروديوار ورقهء معرفى مردم مىريزد . بعضى از آنها واقعا مضحك و تعجبآور است . اوراق مضحك هم طبع شده . منجمله به امضاء هزارنفر مشديها ، آنوقت از گذر و محلهء يك بابا يا يك پاطوق [ دار ] را كانديد نموده بودند . از پاچنار على سياه بود . ورقهء ديگرى كه مشهور شد حاجى ميرزا زكى خان منتشر نموده خانمهاى معروفهء شهر را كانديد نموده بود . همه را مسخرهبازى است . اما اين بازى خوب بازى نيست كه براى وكالت درآوردهاند .
مسئله اسم در ورقه
مسئلهء ديگر كه خندهاش از اولى زيادتر است پيشبينى از آتيه است كه اسامى مشتبه نشود . فىالمثل ميرزا حسين خان صبا مدير ستارهء [ ايران ] كه هيچوقت وكيل نمىشود چنين ورقهاى چاپ نموده : هررأيى كه حسين ، صبا ، صبا حسين ، صبا ميرزا حسين خان ، ميرزا حسين خان مطلق ، مدير ستارهء ايران ، مدير ستارهء مطلق ، كمال السلطان ، كمال السلطان حسين ، كمال السلطان صبا ، كمال السلطان ميرزا حسين خان مدير ستارهء ايران ، صبا مدير ، صبا ستاره [ باشد ] همههمه به اسم اينجانب است .
صادق ، ميرزا صادق ، صادق خان ، صادق افشار ، صادق ريزهاى همه متعلق به چاكر است و قس على هذا . هزار تا از اين اوراق . كار مطابع از همه بهتر است . متصل از اين مزخرفات چاپ مىكنند . حضرت والاى ما يكبسته از اينها كه نوكرها دادهاند جمع فرمودهاند . به قدر يك كتاب مىشود .