تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6634

مساهمون:

ص٦٦٣٤

وضع معيشت نويسنده

هرسه پسرهاى من عباس و مسعود ، بهمن ناخوش هستند . از حيث معيشت هم به من بسيارتلخ مىگذرد . خيال مىكنم قزوين بروم البته آنجا با اين مؤونه بهتر گذران مىشود كرد . هرچه هم تلاش كردم اينجا شغلى ، كارى پيدا نكردم . به ما كار نمىدهند « 1 » .

يادداشتهاى خاطراتى

استيضاح مدرس

چهارشنبه 27 شوال ، 23 جوزا - وقايع اين چند روز مضحك است . مستوفى سخت ايستاده مادهء 67 قانون اساسى كه دربارهء قوام السلطنه مجرى شده بود ناصحيح است استيضاح كنيد . سليمان ميرزا ، ملك‌زاده ، ميرزا قاسم خان صور اينها كه طالب بقاى خودشان بودند هو كردند . همه‌روزه در ميدان توپخانه سيد سقا ، سيد انارى ، قربان‌زاده ، پهلوان‌زاده ، شريف‌زاده نطق مىكردند ، روسها هم همراهى . مخالفين آقا در مجلس كم‌كم زياد شد . روز شنبه مدرس استيضاح را داد ، يكشنبه مستوفى حاضر شد . نطق مدرس بانزاكت كه كابينه مناسبات خارجه را خوب نگاه نداشته ، چه ربط دارد كه انگليس در يادداشت روس بگويد سفير خودش را از ايران ببرد . سليمان ميرزا جواب داد . عصر ذكاء الملك وزير خارجه جواب داد مناسبات صحيح است ، فقط قرارداد تجارتى اختلاف دارد . ما وضع اقتصاديمان با ترتيب روسيه فرق كلى دارد . دانه‌دانه بايد تصفيه شود . مستوفى نطق كرد من هيچ‌وقت براى وزارت واسطه يا وسايل برنيانگيخته . هميشه به واسطهء حسن‌نيت و علاقه به خدمت به مملكت برحسب امر شاه وزارت نموده‌ام . ايران مثل من و امثال من وزير خادم صادق درست عمل نمىخواهد . براىآن‌كه من آجيل‌بگير نيستم ، آجيل بده هم نيستم . آخر عمر مجلس است . موسم بره‌كشى . چون معدهء من عليل ، قابل هضم نيست مىگذاريم براى ديگران . الساعه مىروم و استعفا مىدهم . رفت ، وزرا برخاستند . تماشاچى به صداى زنده‌باد مستوفى ، زنده‌باد كابينهء ملى ، مرده باد وكلا ، خراب باد مجلس . زنگ رئيس بىاعتنا شد . سردار سپه مراجعت
هامش
( 1 ) - از تاريخ 27 شوال 1341 تا تاريخ 21 رجب 1342 خاطرات در كتابچه ثبت نيست . مؤلف بر روى اوراق مطالب را به صورت يادداشت مىنوشته است كه بعدها در دفتر پاكنويس و تحرير كند ولى آن كار نشده . لذا مطالب تاحدى نامفهوم است . ولى براى اينكه رشتهء خاطرات منقطع نشود چاپ مىشود . ( مسعود سالور )