بازوش ، ما چه كرديم . پس از اين گفتگو برخاست و رفت . اين فتوحات در دهم محرم سوم سپتمبر واقع شده . جشن در مسجد هواى گرم ، دود سيگار و غليان با چاى گرم نفهميديم چه معنى داشت . مگر باغ قحط بود ، مگر خانه قحط بود . همهچيز را با تغيير حقيقت آن استعمال مىكنيم . جشن و روضه كجا ، همچه اسمى هم چه معنى مىدهد ، اعلان كنند جشن برويد روضه و گريه باشد .
قوام السلطنه و سردار سپه در خانهء شيخ عبد النبى
جمعه هفتم شهر صفر المظفر - رئيس الوزرا و سردار سپه خانهء شيخ عبد النبى رفتند .
مبلغى هم يهوديها محرمانه به آقازادگان و اطرافيها دادند قضيه اصلاح شد كه مدرسه را از آنجا تغيير بدهند ( من بعد اگر الاغ آقا داخل صف شد نازونوازش كنند ) . دكتر امير خان طبيب نظميه و آنچه يهود در نظميه است خارج كنند .
ورود آقازادگان عتباتى
امروز دونفر از آقازادگان كه از عتبات عاليات تبعيد شده بودند وارد طهران شدند .
علىرغم انگليسها براى ورود آقازاده ( شيخ محمد خالصى سىوپنجساله ، سيد محمد نوادهء صدر سيد اسمعيل چهل ساله ) ترتيباتى داده بودند . علماى درجهء دوم ، آقازادگان ، فضولهاى درب خانهء آنها با جماعتى از تجار ، كسبه ، سيد ، ملا ، اهل منبر تا حضرت عبد العظيم رفته ناهار تهيه شده بود . درشكهها مجانى بود . براى عصر تعطيل عمومى شده مردم در خيابانها جمع شدند . من خانهء شاهزاده خانم همشيره كار داشتم . در اواخر خيابان چراغبرق بانگ سلام و صلواة رسيد . مردم به جنبوجوش افتادند . معلوم شد كوكبهء آقازادگان كه حالا آيت اللّه و حجة الاسلام شدهاند نزديك است . براى تماشا ايستادم . چندين يدك و درشكه و كالسكه و اتومبيل گذشت . بعد دو دسته از لوطيهاى چالهميدان كه براى اين كارها جان مىدهند ( دونفرى دو قران گرفته بودند ) بالا و پائين جستن كرده بر ختم انبياء و گل روى محمد ( ص ) صلوات مىفرستادند . كالسكهء مجلس را برده بودند كروك خوابيده . دو آقاى جديد الورود بالا ، دونفر ديگر از طهرانيها پائين روى ركاب [ بودند . ] دو طرف كالسكه هم دو صاحبمنصب پليس براى احتياط ، مبادا مردم آقازادگان را از فرط شعف بلع كنند . سيد فراشباشى مجلس روى نصف كروك كالسكه نشسته و با زبان و دست و سر و گردن زندهباد و مردهباد مىگفت و مردم را ترغيب به پيروى مىكرد . چاله ميدانيها اطراف كالسكه را احاطه كرده به صداى فراشباشى جواب مىدادند ، در ضمن مردهباد [ مىگفتند . ] دولت جابرهء انگليس