قوام السلطنه و عادت شنيدن فحش
مىخواهند دولت را استيضاح كنند و حرف تازه همين است . اعدل الدوله پسرعمو كه در چند سال حكومت خراسان قوام السلطنه داخل كار بود و هنگام اسيرى خانوادهء قوام السلطنه هم در سبزوار خيلى زحمت كشيد و بالاخره از ترس كلنل محمد تقى خان طهران آمد متوقع بود قوام السلطنه حكومت خوبى به وى بدهد ، بالاخره به قوچان قرار شد برود . براى وداع آمده بود . مىگفت قوام السلطنه به من گفت وكلا و روزنامهنويسها مجال به احدى نمىدهند ، جز قوچان جاى ديگر ممكن نيست . بازمىگفت قوام السلطنه گفت امروز چه در جرايد بود . گفتم قابل عرض چيزى نداشت . گفت به من فحش نداده بودند . من سكوت كردم . گفت عادت است اگر يك روز ندهند دلتنگ مىشوم .
مجمع مستأجرين
مستأجرين دكاكين خيابانها براى كسر اجارات خود هياهوئى دارند و مجمعى درست نمودهاند . اگرچه مستأجرين بازار كه عمدهء آنها هستند همراهى نكردند و گفتند بر خلاف ديانت است . ليكن ملاكين هم انجمنى تشكيل داده حاج صدر السلطنه را رئيس قرار داده در مقابل آنها آيات و احاديث و اخبار مىخواند . مشكل است به واسطهء عدمدخالت بازار كارى پيش ببرند . اينها را هم جرايد و بولشويكهاى خودى ياد دادهاند .
سردار سپه و مجد الدوله
از روزى كه سردار سپه نوهء حاج مجد الدوله را گرفته مردم چندين حكومت براى او و مجد السلطنه تهيه كردهاند كه همه دروغ شد .
ساعد الدوله و خسارت من
ساعد الدوله از شيراز آمده ، صارم السلطان را نزدش فرستاديم گفتگو كند . پس از چند جلسه گفتگو گفت دوازده هزار تومان به قسط مىدهم كه سالى يك هزار تومان باشد . من راضى نشدم . گفتم اولا خيلى كم است و اگر اين اندازهها مالم رفته بود هيچ اظهار نمىكردم ، ثانى خبر از عمر ندارم كه آنقدر مانده يا نه . من همان سالبهسال پيش شاهزاده گردن كج مىكنم كافى است ، طاقت دو جا تعظيم را ندارم . دفعهء اخير گفته بود پس هزار تومان بگيرد سند مرا بدهد . صارم السلطان خنديده بود .