چهارصد تومان مواجب با خرج مسافرت مىدهند .
كابينهء قوام السلطنه
كابينهء وزرا بالاخره بدين ترتيب معين شد : قوام السلطنه رئيس الوزرا و وزير خارجه - سردار سپه وزير جنگ ، لايتغير . مشار السلطنه وزير عدليه . عميد السلطنه وزير فوايد عامه - وحيد الملك وكيل مجلس وزير پست و تلگراف - فهيم الملك وكيل مجلس وزير ماليه - محتشم السلطنه علوم و تجارت - داخله به همان معاونت منصور السلطنه .
چون حكايت كمپانى نفت شمال در بين است از نقطهءنظر منافع قوام السلطنه وزارت خارجه را براى خود تخصيص داد . وزير داخله براى آنكه نصف حكومتها نظامى است و سردار سپه مايل نبود معين نشد و نمىشود . عميد السلطنه نوهء مرحوم حاجى سيد رضى طبيب است يار غار قوام السلطنه ، هركابينه هم بايد يك وزير طبيب داشته باشد .
خرابى اوضاع روسيه
حاجى ميرزا هادى خان داماد نصير الدوله پنج سال بود امريكا نايب سفارت ايران بود تازه وارد شده حكايتها از روسيه مىكرد كه واقعا باعث حيرت و تعجب بود كه چه قسم يك همچو مملكتى را ويران و خراب و فاقد همهچيز نمودند . مىگفت چندين روز در سرحد آلمان ماندم تا ممكن شود با يك ترن خراب كثيف تا مسكو بروم . دويست و سى و دو مليون منات كرايهء پنجاه من تبريز بار خودم را گرفتند . بعد كه مسكو رسيدم گفتند نصف اين پول را به تقلب از شما گرفتهاند . در مسكو ابدا جائى كه منزل كنم نبود .
ويلان ماندم تا به سفارت رفتم . شهر خراب ، كوچهها كثيف ، همه بلند و چاله ، در هر صد قدم هم مىبايست از رژيمان فقيروگدا گذشت . يك روز خرج من سيصد و چهل مليان منات شد و من خودم را مليانر ديدم . از آنجا به هزار مشقت هشت روزه تا باكو آمدم .
واگن سقف نداشت ، آب نداشت . من سه روز با چاى صورت خودم را شستم . بقدرى در و ديوار واگن كثيف و بقدرى كك ، مگس ، پشه و غيره در واگنها بود كه آرام را از ما ربوده بود . در هرتوقفگاه گروهگروه گدا بود كه منتظر ايستاده بودند . اگر يكتكه استخوان كسى پرتاب مىكرد پنجاهنفر به سمت آن مىدويد در تمام اين خط راه من نديدم دود از جائى بلند شود ، نه كارخانه بود ، نه مطبخ . بيستوپنج روزه از مسكو تلگراف به باكو مىرسد ، خراب ، ويران .