تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6476

مساهمون:

ص٦٤٧٦

كاغذ روزنامه

در منزل ما گفتند « عصر جديد » با پول انگليس چاپ مىشود . هرمز ميرزا خواست برائت ذمهء او را حاصل كند گفت كاغذش را انگليسها دادند ( حالا طورى شده كه از كاغذ روزنامه شناخته مىشود مال سفارت روس است يا انگليس . )

امتياز نفت شمال و قول قوام السلطنه

على الظاهر نصرت الدوله با انگليسها دشمن شده است . پيشنهادى به مجلس كرده و چهل‌نفر از وكلا مهر نموده‌اند كه چون كمپانى استاندار اويل حاضر براى انجام قرارداد نيست و مدتى است به مماطله مىگذراند خوب است مجلس اين امتياز را آزاد كند كه هركمپانى به غير انگليس از امريكا بخواهد داده مىشود . مناقشه زياد شد . بالاخره رأى به‌همان قسم دادند . نماينده‌اى از جانب كمپانى سنگلر امريكا آمده است . حالا جرايد دو دسته شده [ اند ] . دسته‌اى از استاندار پول گرفته تقويت او را مىكنند ، دسته‌اى از سنگلر . يك آشوب و ولوله‌اى در مجلس و مردم انداخته‌اند . اما مىگويند قوام السلطنه قول به سفارت داده كه اگر رئيس الوزرا شدم هم نصرت الدوله را با سفارت آشتى مىدهم هم عمل استاندار اوايل را مىگذرانم .

راه شميران

پنجشنبه 3 شهر ذيقعدة الحرام - زينب و بچه‌ها دو روز است باغ تجريش حضور حضرت و الا رفته‌اند . من و حاجى افخم هنوز معلوم نيست برويم ، جا هست اما ساير چيزهاى ديگر آن فراهم نيست . امروز عصر من هم شمران رفتم . راه [ دروازه ] از دولت سر مرحوم مسيو مرنارد خوب شده و آب‌وجارو مىشود ، سايه دارد . هيچ طرف مشابهت با سابق نيست . واقعا از مسافرت آن هركس لذت مىبرد . باج راه به مصرف مخارج مىرسد . فقطوفقط همين پول است كه به مصرف خودش و به همان عنوانى كه مردم مىدهند در مملكت ما خرج مىشود . شمران و باغ بسيار مصفا بود . زينب هر جاى شمران را به يكى از محلهاى الموت تشبيه مىنمود .

عز الممالك

حاج فخر الملك در آشوب منزل دارد . حاج عز الممالك را از مديريت كل وزارت ماليه خارج و مأمور ماليه فارس نمودند . هيچ ميل ندارد ، ليكن چاره نيست . ماهى