تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6347

مساهمون:

ص٦٣٤٧
مىگويد خوب است چهارده ميزان باشد كه به كلى بىربط بوده است .

رواج دادن منسوجات وطنى

تجار اصفهان تلگراف مىكنند كه سال گذشته هشتاد كرور تومان صادرات مملكت كسر از واردات داشت . دواى اين‌درد به نظر چنان آمده كه منسوجات وطنى را رواج داد . لذا ما همه ملبس به لباس وطن شديم . خوب است اولياى امور و ساير مردم نيز همين رويه را اتخاذ كنند . اولا منسوجات وطنى ما بقدركفايت نيست . ثانيا خيلىگران است و پس از آن‌كه طالب پيدا كرد بنابر رسم ايرانيها كمياب‌تر و گرانتر مىشود . ثالثا نخ يا ابريشم آن و رنگهاى آن مال خارجه است . فقط اجرت ريسيدن به كيسهء ايرانى است .

زمان ناصر الدين شاه

من يادم هست گاهى ناصر الدين شاه حكم مىكرد اهل نظام « شال گسكر » بپوشند ، يا « آغرى » يا شال خلخال و طارم و تبريز . به فاصلهء دو ساعت از اين حكم تمام اين شال و آغرى را تجار مخفى مىكردند و آن‌وقت به هزار زحمت كه ما مبتلا مىشديم وعده مىدادند براى خاطر شما هرقسم هست يك‌دانه پيدا مىكنيم . روز ديگر پس از آن‌كه هزار منت مىگذاشت به دو مقابل و سه مقابل قيمت سه چهار روز قبل مىفروخت و به همين لحاظ اين حكم سر نمىگرفت .

كرباس الموت

در الموت كرباسهاى خوب كه با نخ‌فرنگى بافته شده بود ذرعى يك قران بود . حاليه پيدا نمىشود و اگر باشد ذرعى سه هزار مىدهند . چادرشب ، رخت‌خواب خودم تمام مىكردم دانه‌اى دو تومان ، امروز پنج‌تومان تمام مىشود . يك من شاه نخ‌فرنگى سه تومان بود حاليه دوازده تومان است . نيل و ساير رنگها ده مقابل بالا رفته . توپى دو قران مزد بافت بود اينك شش قران است . كارخانه نداريم ، همه‌چيز آن هم غير دست ، مال خارجه است . آن‌وقت وطنى اسم مىگذاريم . اگر صادرات تهيه مىكنيم محال است . نمىشود ، سر نخواهد گرفت ، حرف است حرف . چندروزه به كرات تجربه شده ، چه سابق عهد استبداد ، چه حالا عهد مشروطه ، چه بعدها كه بالشويك شويم .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6347 | قهرمان ميرزا عين السلطنه