تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6349

مساهمون:

ص٦٣٤٩
در روزنامه ديدم كه محض بروز آبله در الموت طبيب از طهران خواهد آمد . افخم الدوله كاغذ مرا به مجلس حفظ الصحه فرستاد . اما آقا نوشته بود بيايد ، يا اين هم مثل ساير چيزها بنويسند و اقدام ننمايند باشد . قضات عدليه و مديران وزارت فوايد عامه براى شش ماه و نه ماه مواجب عقب افتادهء خود تعطيل نمودند . تا چه نتيجه بدهد .

ستايش بولشويكى

جرايد ما خصوصا « زبان ايران » و « اقدام » آرتيكلهاى مفصل در ستايش بولشويكى درج مىكنند و بسيار اصرار در رواج اين مسلك دارند كه بايد گفت ، زد ، بست ، خونهاى فاسد اشراف و سرمايه‌دارى را مثل جوى روان كرد تا ايران گلستان شود . يك نفرى در چند نمره از « ايران آزاد » در ستايش و تقويت مسلك بولشويكى مقاله درج مىكند . در آخرين نمرهء اين مطالب را نوشته بود : اساس مرام بولشويكى - آنچه را در رساله ديدم كه مطابق طبيعت و همه‌چيز است اين است : انهدام يا اعدام ثروت ، سرمايه‌دارى - تقسيم كار - تساوى مراتب - الغاى كلمهء امتيازات فضلى و فاميلى - تنظيم معيشت عمومى - ايجاد يك زندگانى - برچيدن اساس فاميلى - انهدام كليهء چيزها كه موجد عشق و عواطف رقيقه مىباشد - آزادى زناشوئى - تربيت اطفال ملى در تحت يك نظم و برطبق يك دستور . آن‌وقت مىنويسد حقيقتا امروز هرايرانى حساس براى نجات ايران و روح خودش راهى جز بولشويك شدن ندارد . نويسنده فقط اعتراض به دو اصل دارد كه آن را هم مىنويسد : احتمال مىدهم مخالفين بدتفسير و ترجمه نموده باشند و آن زناشوئى و تربيت اطفال است ( كه به نظر من همين دو چيز را هم داشته يكى زن و ديگرى اولاد . شايد اگر يك ملك شش دانگ هم داشت به تقسيم اراضى و اموال هم اعتراض مىكرد . چون ندارد مرگ را براى همسايه مىپسندد ) . در اينجا هم مىنويسد اگر مرد زن خود را بخواهد كه تا آخر عمرش با او باشد يا اولاد خود را هم به همان اصول عمومى تربيت كند چه ضررى خواهد داشت . مىنويسد چون من و شما مخالف هستيم بالطبع موافق مىتراشيم ، و ليكن طرفداران آن بقدرى اصول برگزيدهء خود را زيرورو مىكنند تا راه اجراى آن به دست بيايد و محققا مردمانى كه از جنس ما نبوده و پيروان او خواهند بود سعادتمندتر از ما خواهند گرديد . ما هرچه بگوئيم و هرنسبتى به آنها بدهيم چون موافق عقيده و فكر زندگانى خودمان است براى رد يك فلسفه كافى نيست .