درمىآيد و حركت مىكنند بدون همهمه ، اما با خشم . در ضمن صدائى شنيده مىشود كه مىگويد تعطيل مجلس چهارم را به شما اى اقليت تبريك مىگوئيم . رئيس قبلا رفته بود ، وكلا هم مىروند .
مؤتمن الملك متينترين شخص
« ايران » ايضا مىنويسد « ما از حركت لاقيدانهاى كه از طرف طباطبائى و بعضى از اعضاى اقليت مجلس در شب گذشته بروز كرد و براى مخالفت با تعديل جمع و خرج مملكت از حضور در مجلس استنكاف [ كردند ] و مجلس را از اكثريت انداختند به اندازهاى متأسفيم كه قابل ذكر نيست . اين حركت متينترين اشخاص يعنى آقاى مؤتمن الملك را هم به خشم آورده و ناچار بيان حقيقت احوال آنها نمود . فعلا جاى هيچ حرف باقى نيست . خشم افكار عمومى موقتا كافى است تا بعد چه شود . ما با خاتمهء حيات مشروطيت ، با خطرات هولناك در مقابل مملكت ، با مرگ آزادى ، با بسته شدن مجلس شوراى ملى و بالاخره با اضمحلال ملت مرگ ناگهانى خودمان مخالفيم . در زمينهء مبارزات اقليت و اكثريت با يك حركاتى كه خطر همان خطر خونين و استقلالكش را به ما نزديك مىسازد مخالفيم . شيروانى مدير ميهن . نوبخت مدير بهارستان .
ما از زبان ايران به نمايشدهندگان ديشب نفرين مىكنيم . ما هركس را كه اندك تظاهرى در اختلال جلسات مجلس و در زمينهء انحلال دار الشورى و كبرى و كعبهء آمال ايرانيها بروز بدهد مرتجع و خودخواه و بىعلاقه به مليت و مشروطيت و دستآموز اجانب مىشناسيم . ما اين سابقهء شوم يعنى خارج شدن بعضى از اعضاء اقليت در موقع رأى در تعديل بودجه را از بدترين ضربات مهلك به آزادى و حريت و مشروطيت ايران شمرده مرتكبين آن را لعنت مىنمائيم . زبان ايران . ( پايان مقاله )
از آنجائى كه در مادهء ايرانيها اين مشاجرات و بلكه بالاتر از آنها تأثيرى ندارد و همان قسم كه زود از جا در مىرويم هم بهجاى خود مىنشينيم به فاصلهء يك روز پوزشها به عمل آمد ، كارها اصلاح شد . هم مؤتمن الملك به مجلس و مقام رياست خود نشست و هم وكلاى چپ و راست در كرسيهاى عزيز خود كانه هيچ مطلبى ، هيچ گفتگوئى ، هيچ نقارى به ميان نيامده است ، [ نشستند ] .
مصدق و سليمان ميرزا
آقاى عماد السلطنه مرقوم داشته بودند كه در دو مجلس بقدرى بين سليمان ميرزا و مصدق السلطنه مطالب بد و ركيك ردوبدل شد كه دولت حكم نمود در جرايد به هيچ