شوخى ميرزا زكى
حاجى ميرزا زكى خان باز يك تلفن گترهاى به ميرزا نظام الدين نورى از اقوام خودش كرده . گمان مىكنم در تلفن خبر مرگ پدر يا مادر وى را داده . ميرزا نظام با كمال شتاب و اندوه به سمت خانه مىرود درحالىكه عملهء موتى هم آنجا حاضر بودند . وقتى داخل خانه مىشود مىبيند خبرى نيست . اين جوان ايرانى از اين حركت نامطبوع زكى خان عصبانى مىشود و يك شرح مفصلى در جريدهء « ايران » از اين شوخيها و از اين حركات زشت زكى خان سرزنش مىكند و بالصراحه اگر راست بگويد مىنويسد دفعهء ديگر اگر از اين تلفنها بنمائى يا به من يا به غير من با يك هفتتير تو را به هلاكت مىرسانم . معلوم مىشود حاجى ميرزا زكى خان هنوز دست از شوخى و تلفن گترهاى خود برنداشته است .
روزنامههاى طهران
در طهران سواى آنهمه جرايد كه طبع مىشود هركس هم در ولايات جريده داشته به طهران مىآيد و روزنامهء خود را آنجا انتشار مىدهد ، جديدا اين چند روزنامه عالم مطبوعات را به نور قدوم خود رشك روضهء رضوان نموده است : نهضت شرق ( ميرزا احمد خان آذرى مىنويسد ) - بهارستان - حقيقت - مينو - زنبور . ديگر از نيش زنبور كه خلاصى محال است . گويا در طهران بيست و پنج روزنامه طبع شود . همه ناله مىكنند خريدار نيست ضرر مىكنيم . اما از آنطرف متصل روزنامهء جديد طبع و انتشار مىيابد .
پس چطور ضرر مىكند . پس دروغ مىگويند . هركدام براى خود راه دخلى فكر و تهيه نمودهاند كه ديگران نمىدانند . اين هم هست كه اينروزنامهها يكجور و يك نسخه [ اند ] . خرجى ندارند جز قيمت كاغذ و اجرت طبع . آن هم سفراى روس و انگليس و رجال و وكلاى مملكت ما سخى هستند ، صاحب كرم هستند و مىدهند .
آتان و كلايه
جمعه 5 ج 2 ، 14 دلو - صادق خان بنابه عداوتى كه با محمود ميرزا دارد دامان مردى به كمر زده هفتنفر از كدخدايان و عقلاى آتان و كلايه با ميرزا اسحق زوارك آورده پس از دو سه شب توقف و گفتگوهاى زياد من ناچار شدم كه از پنج خروار مرتع بگذرم و پانزده خروار به من قباله مجدد بدهند . فرستادند عقب آقا شيخ موسى خوشكچالى ملاى ناحيهء آتان آمد نوشته را نوشت . آنوقت گفتند اجارهء سهساله را هم صلح كنيد .