سفر شاه به فرنگ
تقى نوشته بود روز 26 ماه گذشته كه وارد شهر شدم غروب اعليحضرت تشريف آوردند . شهر را آئين بسته بودند . سردار سپه با اعليحضرت بود . تا بغداد مىرود . شاه خانهء سردار مفخم منزل كرد و صبح 27 به سمت همدان و بغداد تشريف بردند . عجالتا شاهزاده اعتضاد السلطنه ( برادر بزرگ شاه از مادر غير كريمه ) نايب السلطنه [ است ] تا وليعهد تشريف بياورند . باز نوشته بود حكومت عدل الممالك را از معاونت عزل كرده جهت را حضورا مىگويم . كاغذجات طهران متعلق به دخترها هم بود و مطلبى نداشت .
مخالفت با مصدق السلطنه و نصرت الدوله
جرايد پس از قرائت . مشاجرات مغرضانهء حزب دست چپ مجلس كه بيشتر ناشى از عداوت چندنفر نسبت به مصدق السلطنه و نصرت الدوله حاصل شده بود و بودجه و مصارف را بهانه قرار داده بودند بالاخره منجر به يك دلخورى و رنجش بدى شد كه در عصر شنبه 23 جدى پس از مذاكرات زياد و ايراد نطقهاى متضاد از دو طرف رئيس مجلس مادهء 26 نظامنامه را يادآور مىشود كه نبايد به اطناب كوشيد . لكن چندان گوش نمىدهند و هى چانه مىزنند . تنفس داده مىشود و پس از تنفس بيشتر آقايان دست چپ « 1 » بيرون مىمانند و سليمان ميرزا اظهار مىكند كه وكلا بيرون ماندهاند كه راهحلى براى مادهء 26 پيدا نموده داخل اصل موضوع شده و مطالب خود را به طور اطناب بدهند . باز نطقهاى زياد مىشود . سپس معلوم مىشود كه آقايان وكلاى دستچپ مايل به معاودت مجلس نمىباشند و ميل دارند عدهء جلسه كافى نبوده و مجلس تعطيل شود .
نطق مؤتمن الملك
بنابراين آقاى مؤتمن الملك رئيس با خونسردى اظهار مىكند كه من ديگر به اين مجلس نخواهم آمد ، استعفا مىدهم و با جرأت تمام مىگويد حاضر نيستم دهنفر بدون مراعات مواقع خطرناك با مقدرات مملكت بخواهند بازى كنند و مجلس را از اكثريت بيندازند . من نخواهم بود . فردا استعفاى خود را مىدهم . ديگر حاضر نيستم . براى خودتان ديگرى را تعيين كنيد . از طرف اكثريت اظهار مىشود پس مسئوليت اين اوضاع به عهدهء كيست . مىگويد اقليت مسئول است . . . « 2 » آنها . . . آنها . . . « 3 » صندليها به صدا
هامش
( 1 ) - اصطلاح دستچپ به معنى مخالف .
( 2 ) و ( 3 ) - نقطهچين در اصل است .