راههاى اصلاح ايران
روزها بعد از ناهار گاهى چرت مىزنيم . گاهى صحبت مىداريم . امروز روز صحبت بود . حاجى افخم مىگفت عقايد آنها كه خود را در صف وطنپرستى و آزادىخواهى قرار دادهاند اين است كه ايران بايد به دست خود ايرانى داده شود و لازم هم نيست در اين باب عجله كرد يا گفت چرا امروز مملكت ما خراب است راه ندارد . معادن آن مثل چند هزار سال پيش زيرخاك است . يا نظام نداريم ، كشتى نداريم ، عدليه نداريم و قس على هذا ، همهچيز بههمين نحو . بايد زنده بود و مرد و اجانب را دخالت نداد . تدريجا خودش درست مىشود . منتهى صبر لازم است .
جماعت ديگر باز از همان صنف مىگويند ايران قائمبهذات نيست ، بدون پول و سرمايهء خارجى و مستشاران با علم خارجى نمىتواند تا هزار سال ديگر منظم و مرتب و به طور خوب اداره شود . منتهى اين سرمايهء خارجى و مستشاران با علم خارجى بايد از دولتهاى مختلف بىطرف باشد ( اما لردكرزن در نطق اخير خود مىگويد ما پليس جنوب را هم منحل كرديم و به ايران ديگر علاقه نداريم به خودشان برگذار كرديم . در صورتى كه نمىتواند خود را اداره نمايد . - يعنى مفاد نطق او اين مطلب را مىفهماند ) .
جماعت ديگرى مىگويند شق اول بايد من جانب اللّه باشد و به غير دست غيبى نمىتواند ترتيب بدهد . شق ثانى هم اشكال زياد دارد كه با ضديت و عدمرضايت انگليس در يك مملكتى كه به كلى سلب امنيت شده يك دولت دوردست بىطرفى سرمايهء خود را بيهوده صرف كند و مستشارانى بدهد كه متصل دستخوش اغراض اين و آن باشند .
پلتيك انگليس و شكايت از آن
خيلى صحبت در اين زمينه شد كه نوشتن آن بيهوده است . فقط ما در سر پلتيك انگليس موفق شديم كه باوجود آنكه سرآمد تمام دول است و پلتيك او پادشاه پلتيكهاست مشى پلتيك او در ايران عكس نتيجه را بخشيد و به كلى غلط بود . چطور ؟
اولا در سر هرجزئى مطلبى نهايت سختى را با دولت به عمل آورد . ثانيا در تجارت ايران به كلى صرفهء خود را ملاحظه كرد . آنچه امتعهء قلب ژاپن و امريكا و هندوستان بود وارد كرد به قيمت اعلى آن هم با پول نقد بدون يك ساعت مهلت و مدارا فروخت . در مقابل از ما متاع و خشكه بارى نبرد و آنچه در ايران به عمل مىآمد در جاى خود ماند و يك مثقال خريدارى نكرد و حمل به خارج ننمود . ثالثا اينكه مىگفت من قشون خودم را