مملكت برپاست ، آن اعمال و حركات خائنانهء مأمورين و بالاخره آن سياست مبهم و تهديدكنندهء خارجى را بنگريد . آيا يك آتيهء خطرناكى در پيش نداريم .
درميان دوسنگآسيا
( همه دردها را گفت تازگى هم ندارد ، پانزده سال است اما همان درد را مىگويند ، نه دوا را براى همچو مملكتى آن قرارداد مضر بود يا نافع . مىگويند مضر بود . پس من هم مىگويم مضر بود . مضر بود ، مضر بود . يا للعجب امروز روزى نيست كه بدون اتكاء و سرمايه بتوان زندگى كرد . دولت فرانسه با آن قدرت اتكاء به انگليس دارد . دولت انگليس به آن عظمت اتكاء به امريكا مىكند . ما چطور بين دو سنگآسيا مىتوانيم تنها زندگى كنيم . ) ( پايان مقالهء ميهن )
نه روزنامهنويس ، نه روزنامهخوان
پس از يك مقدمه كه فايده ندارد ايضا « ميهن » مىنويسد : قبل از آزادشدن جرايد در دو جلسه كه از آقايان مديران جرايد دعوت نمودم اولين و آخرين پيشنهادم اين بود كه بايد ماها قبلا خودمان را اصلاح كنيم سپس به اصلاح هيئت جامعه بپردازيم . مكرر گفتهام ما روزنامه نداريم . اين طريق روزنامهنگارى نيست . اين نه تنها براى جامعه و محيط بىنتيجه است ، بلكه جز خسران و زحمت براى ارباب جرايد فايدهء ديگرى از آن مترتب نخواهد بود ( اگر نداشت سرودست نمىشكستند ) . حقيقتا نه ماها روزنامهنگار هستيم و نه اهالى اين مملكت روزنامهخوان .
روزنامهها به يكشكل
در يكى از كوچكترين ممالك فرنگستان هزارها جرايد يوميه ، هفتگى و ماهانه منتشر مىشود . از هرجهت كه ملاحظه كنيد هيچيك متشابه به يكديگر نيستند . تمام متنوع ، تمام مختلفالشكل ، تمام با سليقههاى جديد و دلربا . در ايران چهار ورقه ناقص داريم همه يك شكل ، همه يك طرز ، همه يك اسلوب و همه به يك اندازه . گوئى از زيردست يك نويسنده و از يك مطبعه بيرون آمده . سرمقاله - اخبار داخله - آژانس رويتر - مطبوعات خارجه - پاورقى و بعضى اوقات صفحهء آخر متنوعه . اللّه اكبر . مردم خسته شدند حوصلهء همهكس تنگ مىشود . طبيعت بشرى تنوعپرست [ است ] و از زندگانى يك نهج مطرد به تنگ مىآيد . از اينرو بايستى در همهچيز اصول تجدد را ملحوظ داشت .