مگر چند بنچاق و يك قبض ششصد و پنجاه تومان و صورت تنخواهى كه داده شده كه اين نوشتجات هم از بين كاغذهاى من كه مهدى دزديده بود و دزد ديگرى به او داده بود و به من داد به دست آمد . اما استشهادى اهل ولايت از علما و غيره دادهاند . با اين اسناد باز مىتوان ثابت كرد . فقط منكر فروش املاك به من آتانيها شدهاند و كوچنانيها تتمه اقرار دارند بلكه قبالهء مجدد هم دادند . اين قبالهجات بايد نزد ساعد الدوله باشد از كاغذى هم كه برايش نوشتم جواب نرسيد . البته نه فرصت دارد نه اعتنا .
آمدن قزاق از طهران
بارى برويم سر مطالب . اين چندروزه پنجاه نفر قزاق از آترياد طهران فوج پولاد با دو توپ مسلسل و مهمات زياد ، يكدفعه ( كه اسحق مىگفت صد نفر ) شصت ژاندارم با حسن خان نايب و اسحق ميرزا اسپيران به رياست كاپيتان ( هاردى سن ) سوئدى كه مشار اليه سابقا در جزو بيكارها و استاد نعلبند بود وارد [ شدند ] . يكصد و پنجاه نفر هم روز پنجشنبه از همان آترياد طهران با دو توپ كوهستانى و دو توپ پنجاه تير مسلسل وارد شد . از عصر روز جمعه از پنج شش سمت براى كاروانسرا حركت كردند . قريب يكصد و سى نفر هم از رعاياى دهات بالا رودبار براى بلديت و حمل آذوقه و فشنگ و غيره همراه اين دستجات حركت نمودند . از ديروز صبح جنگ شروع شده اما هنوز خبر فتح كاروانسرا نرسيده است .
ترس از بلشويك - بصير ديوان
از قرار گفتهء تقى خان اسمعيل افندى و يك نفر عثمانى ديگر با صد و پنجاه نفر در كاروانسرا و اطراف آن هستند . قشون طهران و بصير ديوان هم تاكولدرآباد چهار فرسنگى خرمآباد رسيده و همهجا فاتح بودهاند . همه اهالى اينجا از زنومرد دست به دعا هستند قزاق فتح كند . يكى براى اينكه بولشويك مسلط نشود ديگر براى اينكه هرچه داشتند تمام شده بلكه اين قزاق آن سمت برود و اسباب رفاهيت بشود . ديگر در دهات يك بسته علف نمانده ، يك نفر هم علفچين نرفته است . تقى مىگفت دوسه روز علف نرسد تمام محصول بالاروچ را خواهند چراند . از دينه رود كه آخر خط پست قزاق است تا زوارك با اين قزاق است . روابط آنها را با شهر و انبوكه مركز قواى ژاندارم است پست ژاندارم متصل مىكند . از انبو الى منجيل كه دوازده فرسنگ است باز قزاق است . فعلا در اينجا شروع به حمله نمودهاند در ساير فرونت سكوت برقرار است .