تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6063

مساهمون:

ص٦٠٦٣
اخبار و پلتيك از روى آن تا يك درجه معلوم مىشود . ايران كه پلتيكش معلوم است ، يعنى دست رجال انگليسى [ است ] و شكى نداريم . و حالا به كلى ضد اول حوت و حمل است . آن‌وقت اختيار كليتا با يك نفر بود امروز كه مجلس داير مىشود و مملكت مشروطه است با جماعتى . وليعهد با خانم خود كه دختر شعاع السلطنه باشد تشريف برد . آنچه عيب و بسياربد بود بردن دو دختر كوچك اعليحضرت بود كه از مادرهاى بدبخت جدا كرده در اين هواى گرم عربستان و درياى عمان بردند . به نظرها خوب نيامد مردم بد گفتند . روزنامه‌ها را مىبينيد به ضد مقالات سابق چه‌ها مىنويسند ( ميرزا على اكبر خراسانى از نگارش جريدهء ايران استعفا داد ، خوب نويسنده‌اى بود . اما مىگفتند تا ترياك خود را كاملا نكشد و عرق به حد كفايت نخورد ، حتى چرس نكشد نمىتواند خوب تحرير نمايد ) . عرض حال اشراف را چاپ كردند كه بايد سيد ضياء را برگردانند و محاكمه كنند . گفتند او را در بصره توقيف كردند ( به نظر من خلاف مىآيد ) . قوام السلطنه را ملاقات كردم . بسيارى از احكام و مالياتها كه سيد ضياء بسته بود لغو كردند . تشكيلات وزارت داخله ، عدليه را برهم زدند مثل سابق شد . اما ماليه را هنوز برنگردانده‌اند ، مىشود كه مجلس برگرداند . آنها كه حبس شدند در آن‌روز براى آن بود بدانند مىشود به دست يك نفر مجهول الحال ايرانى اين نوع بلا ببينند ، همين‌كه دماغشان ماليده شد البته موقع مرخصى مىرسد ( اينجا مقصود آقا دولت انگليس است ) . امروز احتمال دارد برحسب قانون رئيس الوزرا استعفا بدهد تا مجلس رأى اعتماد بدهد ، آن‌وقت مىشود كه بعضى از وزرا تغيير كنند . اما پول نيست و دولت انگليس چيزى نمىدهد . همين‌كه از آن راه پول نرسيد تمام عراده‌ها لنگ مىشود . الان همين قسم است و سه ماه است به ادارات مواجب داده نشده . پول بسيار هنگفتى كه وزارت جنگ مطالبه مىكند از عهدهء اينها خارج است . گويا انگليس مىگويد بايد مستشارهاى ماليه اطمينان بدهند تا پولى بدهيم . ديگر نمىدانم چه خواهد شد . سپهسالار به شاه عرض كرد كه مرخص كنيد بروم تنكابون پسرم را گرفتار كرده بياورم دار بزنيد ( اينجا شهرت دارد سپهسالار براى رفع اتهام خود در صاحبقرانيه بست نشسته است . ) . احوال حضرت و الا تغييرناپذير است . الان با حاجى افخم الدوله هم براى دهات ورامين مباحثه دارد . هرچه بوده همان است و نمىشود در اين سن‌وسال رويهء پنجاه شصت [ سال ] را از دست بدهد ، يعنى هرچه گفته شود بلااثر مىماند هرچند اسباب زحمت و اذيت وجود خودش هم مىشود .