اسامى براى جلسهء ديگر
بالاخره پس از آنكه صحبتهاى متفرقه به قدر كفايت شد گفتند خيليها در اين مجلس حضور ندارند بهتر اين است روز ديگر و جاى ديگر با حضور آن آقايان گفتگو شود .
گفتند چه اشخاص بايد علاوه شود بگوئيد اسامى آنها نوشته شود . آنكه تاجر بود بنا كرد اسم همكاران و دوستان خود را بردن . آنكه طبيب بود بنا كرد اسامى اطبا مخصوصا آنهائى كه دوست او بودند گفتن . بالاخره بقدرى سيد رضوى اسم تجار و كسبه را گفت و اسعد الحكما اسم طبيب امير محترم كه اسامى را مىنوشت به صدا آمد كه بابا چهخبر است ، مگر هرچه طبيب و تاجر است بايد خبر كرد . به صداى او ديگران هم به صدا درآمدند تا ساكت شدند . آنوقت در سر دعوت آقا سيد حسين مجتهد مدتى قال شد .
زيرا مخالفين او مىگفتند پس بايد از حاجى ملا على اكبر و آقا ميرزا اسحق هم دعوت كرد . اين دو گذشت سر مكان حرف شد . هركس خانهء خود را تقديم مىكرد . بعد ديگرى عيبى براى آن مىگرفت . مثلا دور است . آب ندارد . كوچك است . بالاخره خانهء امير محترم به اكثريت قبول شد . به حكومت خاتمهء مجلس را عرض كردند . آمد و گفت بسيار خوب ، اما باز تأكيد مىكنم صرفنظر از دوستى خود نموده آدمهاى قابلى ، آگاهى انتخاب كنيد .
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر * ما همچنان در اول وصف تو زندهايم
آن مجلس شوراى ملى ما هم همينطور است كه مردم سلب عقايدشان شده و نتيجه هم تاحال نداده است . اگر يك نويسندهء بىغرض بود و يك جلسهء آن را تشريح مىكرد مىديديد كه من حقيقت و راست گفتم نه دروغ .
مال ديگر
مىگويند صد نفر انگليسى و آلمانى براى مهمى مجلس كنند به قدر صدنفر كار انجام مىدهند . صد نفر فرانسوى و ايطاليائى بنشينند به قدر هشتاد نفر كار مىكنند . اما صد نفر هندى و ايرانى و عثمانى بنشينند به قدر دهنفر كار مىكنند . آنها را نمىبينم . اما از قرائن معلوم است صحيح مىباشد . اما مال خودمان را مىبينيم كه به قدر دهنفر هم كار نمىكنند .
عصر كسل بودم اردو گردش رفتم . بد نبود موزيكى مىزدند ، قزاقى مشق مىكرد ، آمدورفتى بود . در آخر هم موزيك سلام زدند . قزاق هوراى مفصلى زيادى كشيد در حقيقت نمونه از سابق بود .