سابق را به مجلس يا تغيير كابينه ندارند . به كلى مردم مأيوس [ اند ] و هرتغييرى روى بدهد مىگويند تفاوت به حال ما نمىكند . آن هم اين مجلس بدون تكيهگاه و تقويت ملت ، با اين وكلا كه هزار حرف دربارهء هريك زده شده و هزار دفعه اظهار تنفر نمودهاند . بيچاره وكلاى قزوين كه دو سال است به اين انتظار قرض كرده و خرج در طهران نمودند .
اميدهاى سردار مفخم
سردار مفخم به اصرار و خرج زياد خودش را وكيل نمود كه پس از افتتاح مجلس و استعفاى كابينه و انتخاب از وكلا وزير پست و تلگراف شود كه سالها در آن اداره زحمت كشيده و خوندل خورده . در طهران براى تهيهء وزارتخانهء عالى كرايه كرده با مبل و اسباب زياد ، كالسكه و درشكه با اسبهاى ممتاز و چرخهاى زرين اعلا براى آنكه مردم با او زياد مراوده كنند . روزها ناهارى تهيه ديد و سفرهء مفصلى گسترانيد . قزوينيها و مردمان كلاش طهران غنيمت شمرده استفاده نمودند . بعد از ناهار بساط ترياك پهن بود و اطراف منقل نه يكى نه دوتا بلكه دهها و بيستها آدم نشست ، هى ترياك ، هى قليان ، هى چاى الى عصر و شب . حضرت اقدس و الا مست اين تملقات و مست وزارت تلگراف بود .
خصوصا در مجالسى كه در بهارستان منعقد شد شاهزاده رياست داشت . زيرا از همه مسنتر بود . بارى چه دردسر بدهم . خانهء اينجا و چند دانگ ديالآباد « 1 » گرو رفت ، جواهرات فروخته شد ، قروض به پانزده شانزده هزار تومان رسيد ، نه مجلس مفتوح [ شد ] نه شاهزاده وزير . يكمرتبه توپ سيد ضياء صدا كرد و پاك حضرت و الا نااميد شد . ناچار شد از وزارت به حكومت تنزل نمايد . آن هم سرنگرفت . چون ديگر نه فروختنى و گرو گذاشتنى داشت نه ديگر كسى قرض مىداد . خانه را تغيير داد ، نوكرها را جواب كرد ، كالسكه و اسب را فروخت ، ناهار و ترياك موقوف شد . خودش ماند ، عيالش ، يك نوكر و يك كلفت . عصرها چوبدست خود را به شانهء خود تكيه داده خيابان لالهزار پاى يكى از ستونهاى دكاكين ايستاده و فكر مىكرد تا شب شود و منزل برود . با اين حال ورور هم از قزوين عريضه و مجلات مىرفت كه شاهزاده وكيل ما نيست . خداوند عاقبت همه را به خير كناد .
هامش
( 1 ) - ديالآباد - دهى است از دهستان دشتابى بخش بوئين شهرستان قزوين . ( مسعود سالور )