شب به فلان طايفه پيغام بدهد كه « قادان الوم » « 1 » پنج هزار تومان پول براى من لازم شده است فردا صبح پول را مىآورند . سابقا با دزدها هم شركت داشت . اما مدتى است متروك داشته . اين ايل اينانلو بسيار ايل بزرگ صاحب ثروت متمولى است . از خمسه تا قم ييلاق و قشلاق دارند . سابقا هزار سوار مىداد يكصد نفر هم از خوانين به اسم . . . « 2 » كه هرساعت در طهران به مرحوم صارم الملك مىگفتند سوار لازم است در ظرف چند روز مكمل و مسلح با اسبهاى ممتاز در ميدان مشقسان مىداد . اين سوار خدمات زياد به دولت نمود . از شيراز تا استراباد و كلات مكرر ساخلو داده كه امروز اسمى از او نيست .
به التماس و اصرار و پول زياد گاهى صد نفر دويست نفر از امير نصرت مىگيرند آن هم به طور موقتى . اما آن تخفيفات ، آن اراضى ، آن قشلاقات و ييلاقات ، آن معافى كه براى آن سوار دولت داده بود بهجاى خود باقى [ است ] و مفت مىبرند و مىخورند .
امير نصرت سواى آنچه از ايل دريافت مىكند درست يك مالياتى هم از دهاتى كه در خط عبور و محل سكناى شاهسون است اخذ مىنمايد . به اين معنى هرده بايد يك غلهاى به نظريهء خودش بدهد . اگر ندهد ايل تمام محصول آن آبادى مرا « قرپ » « 3 » مىكند ( معنى قرپ اين است كه شاهسون خوشههاى گندم را چيده توى خورجين يا بار شتر كرده شبانه مىبرد و همان چوب به جا مىماند ) . يا پايمال و خسارت چندين برابر مىشود .
امير نصرت داماد ملكآرا
دختر مرحوم محمد ميرزا ملكآرا عيال دوم اين آدم است . با ما ادعاى قوم خويشى مىكند . بااينحال سالى چند خروار غله و چندين بار هيزم بايد آن دو تا ده افشار ما بدهد . منتهى اسمش را اين گذاشته كه موسى سلطان براى جلوگيرى و حفظ از تخطى شاهسون نوكرى شما را مىكند . جيره و عليقى به او انعام مىكنيد . زمستان هم كه مىشود كاغذى به مباشر ما مىنويسد به دست يك نفر شاهسون مىدهد با چند قطار شتر روانه مىدارد كه چون دهات حضرت اقدس و الا متعلق به خود من است مال فرستادم هيزم روانه كنيد . اگر دو روز معطل كنند همان خرج شتر پدر رعيت را بيرون مىآورد . اين است فورا بارگيرى كرده روانه مىكنند .
هامش
( 1 ) - تركى - قربانت بروم . ( مسعود سالور )
( 2 ) - در متن نام نوشته نشده
( 3 ) - قرپ لغت تركى است به معنى بريدن . ( مسعود سالور )