نايب الحكومه درجهء اول هفتاد و پنج تومان ، دوم پنجاه تومان و براى هريك حكام على قدر مراتبهم به احتياج محلى مدد معاش هم داده مىشود . با وصف آنكه نايب الحكومههاى بلوكات هم داراى مواجب شدند و چند اداره هم در مركز علاوه قريب سه كرور تومان از بودجهء سابق گرديد .
بلديهء شهرها
در باب بلديهء ولايات و مالياتهاى جديد كه به عموم شهرها تحميل شده تلگرافاتى به ولايات مىشود كه بلديه و نظميه كه براى امنيت و تعيش شهريها تشكيل مىيابد .
مصارف و مخارج آن را نبايد دهاتى يا اهالى شهرهاى ديگر بدهند . هركس مايل است شهرش امن و زيبا شود لابد است خودش مصارف آن را بدهد . مالياتهاى جديد كه اهالى شهر بايد بدهد براى تعيش و امنيت خود اهالى آن شهر است . مطلبى است منطقى و بقاعده . من ميل دارم كوچهام روشن باشد ، آبجارو باشد ، آژان مستحفظ داشته باشد چه مربوط به الموتى يا قاقازانى دارد كه سالى يك مرتبه رنگ شهر را نمىبيند ، يا چه ربط به وجه گمرك بندر ابوشهر دارد كه به مصرف چراغ شهر قزوين برسد . من اگر تنقيدى در روزى كه اعلان اين مالياتها شد نمودم نمىدانستم براى مصارف بلديه است .
و الا هرگز تنقيد نمىكردم . چيزى كه هست مردم خيلىفقيرند و به واسطهء پريشانى استنكاف دارند . وقتى كه در خانه چراغ ندارد كوچهء روشن را لازم ندارد .
آزادى زندانيان
بههرحال چنين رئيس الوزرائى كه درد و دارو را بداند تاحال نصيب ايران نشده بود ( در مشروطه ) . اين را همكه نگذاشتند و هركس بهجاى او بيايد باز تكرار مىكنم كه عكس او رفتار خواهد كرد و اين سجيهء ايرانيها است . چنانچه شهرت دارد تمام محبوسين مرخص شدند . شعاع الدين ميرزا نوشته بود فرمانفرما و اولادش آزاد شدند .
قبل از كنارهگيرى يا اخراج رئيس الوزرا .
تعيين درجات حكمرانان
اما در تعيين درجات حكمران عقيدهء من اينطور است كه بهجاى والى درجهء اول فرمانفرما معين مىكردند . مثل فرمانفرماى آذربايجان يا فارس و خراسان و غيره ، درجهء دوم را والى مىگفتند والى يزد - رشت - مازندران و غيره ، حاكم درجهء اول براى خمسه و قزوين و غيره ، درجهء دوم قم - كاشان - سمنان - دامغان و غيره ، نايب الحكومهء درجهء اول