تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5997

مساهمون:

ص٥٩٩٧

عزل سيد ضياء و آمدن به قزوين

اسمعيل گفت من اطلاعاتى بهتر از عزل حاكم دارم . من قلم را زمين گذاشته گفتم بگو . گفت مقارن ظهر رئيس الوزرا را از طهران وارد كماندانى خيابان كانطور نمودند . فقط بقدرى معطل داشتند تا اتومبيل تازه‌اى آوردند و بنزين و روغن ريختند حاضر شد به سمت همدان . از آنجا يك‌سره قراتو و به دست انگليسها بدهند . معلوم است از شنيدن اين خبر به اين مهمى براى هركسى انديشه و تفكر روى مىدهد . من پس از مقدارى فكر باز پرسيدم علت و جهت را مىدانيد ، سابقه بود يا نه ؟ گفت اسمايث دو روز است طهران رفته سابقهء ديگرى نداريم . فقط گفتند هنگامى كه به وزارتخانه مىرفت قزاق او را به سمت قزاقخانه برد و از آنجا فورا به سمت قزوين حركت دادند . پس از نوشتن كاغذ از خانه حركت كرديم براى خيابان . در راه حدسها زديم .

تصورات سيد ضياء

او تصور مىكرد براى آن سردار سپه را از دويزيون قزاقخانه عزل يا دور كند رئيس الوزرا خواهد شد . بعد همان كاظم خان را رئيس ديوزيون مىكنند . يك قدرى گذشت سردار سپه را هم مثل سيد ضياء ( من تصور مىكردم سيد ضياء سردار سپه را زمين خواهد زد . انگليسها چون اين آدم چيزفهم و فعال و كاركن است بر او كه يك آدم بىسواد عادى است ترجيح مىدهند . اما تصور من به كلى عكس آن شد . ) . باز خيال مىكردم شاه و سردار سپه يا سردار سپه تنها پول زيادى مخفيانه از پسرهاى شيطان فرمانفرما و سايرين گرفته و اين رنگ را روى كار آورده است . يا آن‌كه به كلى تغيير پلتيك انگليس داده و سيد ضياء فعال را مخالف پلتيك خود ديده خواسته است مثل سردار سپه مرد عادى را روى كار بياورد . علىاىحال دست انگليس توى كار است و اگر شتاب نكنيم چند روز ديگر مطالب به‌خودىخود معلوم و آشكار مىشود و حقايق از پس پرده بيرون مىآيد . چيزى كه هست امروز قزاقخانهء ما هم حكم غلامان ترك اواخر عهد خلفاى بنى عباس يا حكم ينگى چريهاى دربار سلاطين ترك را پيدا كرده . هركار بخواهند مىتوانند انجام بدهند .

خدايار خان حاكم قزوين

شب شنبه 20 رمضان المبارك - امروز عصر با آقاى رفعت السلطان ديدن خدايار خان سرتيپ حاكم نظامى جديد رفتيم كه فعلا در همان عمارت سردار منزل دارد . صحبت از
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5997 | قهرمان ميرزا عين السلطنه