تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5998

مساهمون:

ص٥٩٩٨
تشكيل بلديه بود . اما اجزائى را كه براى تهيهء آن دعوت نموده بودند چندان دقت نشده بود و عادى بودند . خدايار خان ده سال قبل در موقع وزارت داخلهء قوام السلطنه براى گرفتن سوار امنيه به‌جاى قراسوران قزوين مأمور بود . در قضيهء طغيان عزيز اللّه خان و حبيب اللّه خان مأمور سركوبى آنها شد . گفت پنجاه سال دارم و از جوانى در قزاقخانه بودم . به نظر آدم بدى نيامد . هركس به‌جاى كلنل بيايد از او بهتر خواهد بود . من نمىدانم اين آدم چه خميره و چه عنصرى بود . اين دو روز من هرقدر كنجكاوى كردم از وضعيات طهران مسبوق نشدم . خبر به كلى سانسور است . هيچ اعلان و بيانيه و تلگرافى هم منتشر نشده است . فقط اسمعيل خان گفت كه كلنل كاظم خان هم با رئيس الوزرا بود و كاپيتان « ايلنيك ورس » به من گفت ما مجبور شديم پول دادن به قزاقخانه را مداومت بدهيم . كلنل اسمايث هم از طهران نيامده است .

ياد خوب از سيد ضياء

ايران نفرين كرده است . ايران بدبخت است . پس از چهارده سال مشروطيت تازه يك رئيس الوزرائى به دست آورده بود كه همه عيوبات را مىدانست ، همه اصلاحات را بلد بود . چنانچه در اين مدت سه ماه ( درست چهارم حوت به مسند نشست چهارم جوزا برخاست ) هزار كار كرد و شالودهء هزار كار ريخت . افسوس كه مجال ندادند آنچه نقشه كشيده به انجام برساند . عيب مملكت ما و هرمملكت بىعلم بىتجربه اين است كه هركس جانشين او شود هو به هو ، نقطه‌به‌نقطه برعكس و برضد او كار خواهد كرد . مثلا او نهى از مسكرات نموده است جانشين او اجازه خواهد داد . او عوارض براى بلديه تحميل نموده قايم‌مقام او برهم خواهد زد . آقاى ميرزا على اكبر خان خراسانى مدير روزنامهء « ايران » هم كه حاضر است هربدى را به لباس خوب و هرخوبى را به لباس بد درآورد كه هرخواننده‌اى مبهوت بماند . بارى گمان نمىكنم ايران مثل اين آدم رئيس فعال كاردان شجاعى به خود ببيند .

حقوقهاى والى و حاكم

جديدا تشكيلات وزارت داخله را در روزنامه نوشته بود . سواى دواير مركز حكومتها را هم به درجات درآورده . بدين‌طريق والى درجهء اول ماهى يكهزار و پانصد تومان ، درجهء دوم يك هزار و دويست تومان ، حاكم درجهء اول هشتصد تومان ، دوم ششصد تومان ، سوم چهارصد تومان ، چهارم دويست و پنجاه تومان ، پنجم يكصد تومان ،