اسد اللّه دزد خرزانى ( قاطرچى بود ) كشتى و توپ از كجا دارد ، بلكه امانت گرفته يا كرايه كرده است .
خانهء جديد شريكه
پنجشنبه 17 ج 2 ، هفتم دلو ، 27 جانيورى 1921 ميلادى - ديروز عصر در خانهء حضرت و الا با همه خانمها و خويشان وداع كرده سپس پاى حضرت اقدس و الا را بوسيده پياده و تنها روانه شدم . اول خانهء قمر الدوله رفته با او و بچههايش و شوهرش وداع كرده سپس خانهء شعاع الدين ميرزا رفتم كه ايشان هم براى وصول مقررى با من قزوين تشريف مىآورند . شريكه خانهء جديد را از بىپولى هنوز تمام نكرده . طرح عمارتش بسيار خوب است . خارج و داخل است . باغچه جوان است و از هرجا شريكه نهالى آورده و خوب خواهد شد . افخم الدوله ، هرمز ميرزا ، نور الدين ميرزا پسر شريكه كه مدتى است مأمور تحديد بيرجند است و تازه طهران به ديدن آمده ، بودند . شريكه در روى بخارى غذاى حضورى هم طبخ نموده بود . شام خورديم . باد شديد سردى برخاست و به فاصلهء كمى همه گلها يخ بست و درست بهار مبدل به زمستان سخت سردى شد . در اطاق اندرون زير كرسى استراحت شد .
يخبندان - بازگشت به قزوين
صبح برخاستيم چنان باد سردى مىآمد و چنان يخبندانى شده بود كه نظير نداشت .
مدير ديوان و امير همايون برادرزنهاى شعاع الدين ميرزا آمدند كه از سرما زبان نداشتند .
پرويز ميرزا هم آمد . ما لباس سفر را پوشيديم و منتظر كالسكه نشستيم . هرقدر صبر كرديم حاضر نشد . پرويز ميرزا در آن سرما سواره رفت و يك ساعت به ظهر مانده كالسكهء چاپارى حاضر شد . بيرون آمديم اسبابها را جابجا كرديم . اما باد و سرما هنگامه مىكند . در اين بين اتومبيلى رسيد كه جلال الملك و حاج امجد الدوله در آن بودند . نگاه داشتند و معلوم شد به عزم قزوين حركت نموده بودند و از مهرآباد ممكن نشده بود بالاتر اتومبيل برود و مراجعت كردهاند [ كه ] فردا يا پسفردا بروند . اطرافش هم باز است و سرد . با افخم الدوله و پرويز و سايرين وداع كرده حركت نموديم . كمكم باد شديد شد .
در حقيقت طوفان بود . تمام ريگ صحرا را بلند كرده به اين سمت و آن سمت مىبرد . سه از ظهر رفته شاهآباد رسيديم . در اطاق و زير كرسى نايب كه به اعلى درجه كثيف بود نشستيم . ما از قهقرا قهقراتر رفتهايم . اين راه و اين مهمانخانهها از چهل سال قبل الى چند سال قبل آباد ، مفروش ، مبله منظم و مرتب بود ، امروز يك خرابهء صحيح . هزار