تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5739

مساهمون:

ص٥٧٣٩
گفتم آخر چه شد . نصرت الملك گفت خبر ندارى صد شلاق به او زدم و از شهر خارجش كردم . من گفتم اين براى من صد و پنجاه تومان شد ؟ شما به هركس صد و پنجاه تومان الساعه بدهيد حتى خود من حاضر براى صد تا شلاق كه از روى لباس بزنيد مىشوم . گفتند ديگر گذشته . شما هم ببخشيد . من ديدم فايده ندارد سكوت كردم و توى دلم هى فحش به تقى دادم كه چرا بايد بگذارد او قبض بدهد و پول بگيرد . ما ايرانيها اخلاقمان فاسد است ، در محيط بدى نشو و نما نموده‌ايم . ايرانى در مملكت خودش نمىتواند مدير باشد . همه كار به خصوصيت ، تو بميرى من بميرم مىگذرد . جديت ، فعاليت ، در كار نيست . چشم ما چهار تا شود بايد زير دست ديگران كار كنيم تا آدم شويم .

آتش زدن امامزاده هاشم

بولشويكها امامزاده هاشم را آتش زدند . به مسجد و بقعه هم ابقاء نكردند . متعاقب ، انگليسها آنجا وارد شدند . پرت انزلى هم به واسطهء بمب خراب شده كشتى نزديك نمىشود . امروز بيست و هشتم قوس است برف زيادى آمد . الان هم مىبارد و به شدت سرد است . از زير كرسى نمىشود بيرون آمد . ديشب اسمعيل خان با نايب قونسل كه كهك شكار اردك رفته بودند آمدند اما از شدت سرما ممكن نشده بود از اطاق بيرون بروند . چه خوب شد من به اين دعوت عذر خواستم .

يادداشت انگليس

مىگفت از اخبار رويتر كه در انگلستان برضد پلتيك دولت و لرد كرزن اقدامات شده كه چرا آنقدر پول قشون‌كشى به ايران بايد داد . در حالىكه ايران از اجراى قرارداد طفره [ مىرود ] و مسامحه دارد . به اين واسطه سفارت انگليس « نوتى » به دولت ايران داده است ، در صورتى كه منافع ما مشترك نيست و شما قرارداد را اجرا نمىكنيد ، ما هم خواهيم رفت . سيصد و پنجاه هزار ليره براى قزاق پول داديم و قزاق در كار انحلال است . يا بايد نظارت كنيم يا نمىدهيم .

مجلس مشاورهء عالى

در طهران مجلسى به رياست عاليهء شخص اعليحضرت منعقد شده . پس از آمدن شاه و نطق مختصر و رفتن ، رئيس الوزراء نطق مفصل مىكند . هركس در جواب حرفى