صاحبمنصب رابط
كلنل اسمايث به كارهاى قزاق رسيدگى مىكند . به ظاهر اسمش را صاحبمنصب رابط گذاشتهاند ، يعنى بين سردار همايون و انگليسها . يك روز سردار همايون به وى گفته بود خواهش دارم عصر زحمت كشيده اينجا بيائيد . راست برخاسته و سلام داده بود شما جنرال ، شما سردار هروقت امر بفرمائيد من حاضر مىشوم . سردار همايون از اين حرف اسمايث بهقدرى خوشش آمده بود كه در هر مجلس حكايت كرد ، خصوصا به صاحب منصبان قزاق . نه بولشويكها از رشت قدم جلو مىگذارند نه انگليسها از نقلهور . وزراء هنوز تعيين نشدهاند .
سرپرسى كاكس - ابو تراب قزوينى
دولت عرب در بين النهرين تشكيل [ شد ] . كميسيونر عالى سرپرسى كاكس است و خود او اين صلاحبينى را نموده است . يكى از وزراى بين النهرين ابو تراب قزوينى است .
من آنچه پرسيدم كسى اصل و نصب او را نگفت .
مأمور الموت
غلامحسين خان نامى [ را ] حكومت مأمور الموت نموده بود يعنى برحسب خواهش من كه به معيت تقى خان پول مرا وصول كند . اين نامرد به حقهبازى و هزار جفت و كلك يكصد و پنجاه تومان پول مرا گرفته روز آخر هم مىخواست اسب مرا برداشته فرار كند كه اسب را گرفتند . براى پول ششلول كشيده بود . آمد شهر متظلم شديم كه اين چه حكايتى است براى نوزده روز . در حالىكه پولى هم وصول نكرده بوده يكصد و پنجاه تومان مال مرا ببرد . گفتند اين تكهاى است كه وزارت داخله براى ما گرفته و با سفارش نامه او را فرستاده مستخدم ادارهء حكومتى شد . گفتم به عالم من هيچ مربوط نيست .
آوردندش قبضها را نشان دادند . گفت من هفت هزار تومان براى فلانكس پول وصول كردهام . گفتم به چه سند و به چه دليل . يك دفعه دست كرد توى جيب يك مشت كاغذ درآورد كه به اين سند . قرائت كردند تقى اجارهء محلها را سياهه نموده بود . گفتند اينها كه قبض آدم شاهزاده نيست ، سياهه است . گفتم من ابدا دو هزار تومان اجارهء نقدى در سال ندارم تا او هفت هزار تومان نوزده روزه گرفته باشد . بردند حبس كنند چاقو كشيده بود شكم خودش را پاره كند . آمدند گفتند . نصرت الملك رو به من كرد كه شما شرف او را برديد ، خودكشى مىخواهد بكند . حبس شد . چند روز هم گذشت بالاخره روزى رفتم