تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5659

مساهمون:

ص٥٦٥٩
كه ليدرهاى آنها را همه مىشناسيم .

آذربايجان - آزاديستان

آذربايجان ما خيلى شلوغ است ، اسم مملكت را آزاديستان « 1 » گذاشته‌اند . عين الدوله هم تماشاچى است . آنچه پنبه ، برنج و كشمش و مال التجاره در انزلى بود كلا حمل باكو شد . گفتند عدهء زيادى عثمانى با انور پاشا « 2 » داخل بولشويك هستند . دنيكين گفتند وارد لندن شد . صاحب‌منصبان او به لباسهاى مبدل متصل مىروند .

مذاكره با ادموند

نصرت الدوله به مجمع اتفاق ملل متظلم شده خودش با مسكو مخابرات مىكند . من ديدن ماژر ادموند رفتم . خيلى صحبت شد . مىگفت ما از ايرانيها تمايلى نمىبينيم كه اقدامات كنيم . پس ميل دارند بولشويك شوند . گفتم بولشويك با دين و آئين و سنن و اخلاق و عادات ما به كلى مخالفت دارد ، اما وقتى كه مجبور شديم چه چاره . رشتى مگر مايل بود . پس از آن‌كه شما رفتيد چه چاره داشت . بعد گفتم روسها اعيان و اشراف و محترمين را اقلا در دست داشتند و حفظ مىكردند اما شما نه آنها را در دست داريد نه مليون ما را . پس من مىخواهم جرأت نموده بگويم كه پلتيك شما برعكس آنچه مشهور است چندان مطبوع نيست . اگر موقعى كه دولت با كوچك جنگ مىكرد همان قسم كه مىگفتيد كمك و همراهى مىكنيم عمل نموده بوديد امروز كوچكى نبود . اما گفتيد و نكرديد ، ساير كارها هم همين قسم . ما نمىتوانيم اطمينان و اعتماد به شما بكنيم . هزار مرتبه از اول مشروطه تجربه حاصل شده است . سرى تكان داد و شانه بالا انداخت كه مفهوم من نشد براى چه بود ، تصديق مرا خواست بكند يا تكذيب .

بريگاد ، قزاق ، ژاندارم

در روزنامهء « ايران » نوشته بود ضديت و عدم رضايت بىاساس بىرويهء مردم قرارنامه را خنثى گذاشت . اين خبط هم بالاى خبطهاى ديگر . پنج هزار بريگاد ، ده هزار ژاندارم ، ده هزار قزاق اگر مردم بىمغز گذاشته بودند حالا اين عده در تحت رياست و معلمى صاحب‌منصب خوب درآمده بود . بيست و پنج هزار قشون متحد الشكل داشتيم و تا حال بيست و پنج هزار علاوه شده بود و با پنجاه هزار قشون منظم همه كار صورت
هامش
( 1 ) - اصل : آزادستان . ( 2 ) - اصل : نورى پاشا .