شوند . هيندنبورگ و لودندرف « 1 » وارد برلن [ شدند ] و مثل بت مردم ستايش نمودند .
روح ميليتاريزم آلمان هنوز زنده است .
وضع ايران - آرميتاژ اسميت
اوضاع ايران بد است . هرچه داريم مانده و انگليس به جز با پول نقد هيچچيز نمىدهد . روسيه به امتعهء ما احتياج داشت ، انگليس مىگويد ندارم . اما اگر اينطور مىخواهد از ما سرپرستى كند كار خراب است . چيزى كه هست پول ايران بالا رفته .
برات ليره لندن بيست و يك قران رسيده است . در جنگ از اين زيادتر بود . مستشاران ماليه به رياست مستر آرميتاژ اسميت وارد شدند . مىگويند متخصص بىنظيرى است .
در كنفرانس غرامت پاريس عضويت داشته است .
مهمانهاى ناخوانده
از انگليسها مدتى است چيزى نوشته نشده بد نيست مختصرى هم از مهمانهاى ناخوانده نوشته شود . جنرال شامپين هندوستان رفته تا ببيند روسيه چه خواهد شد .
براى جنرال خانهء او را گرفتند . جنرال . . . « 2 » در غيبت او قزوين آمد . يك روز كلنل و قايممقام جنرال از حكومت و ماها براى ملاقات او دعوت كرد . جنرال قوى هيكلى بود .
رئيس كل قواى بين النهرين و ايران است . كمى فارسى هم حرف مىزد . موزيك هندى بود . عصرانه و شيرينى و ويسكى دادند .
مسابقهء دو
دو دفعه براى مسابقهء آدم ما را دعوت نمودند به اردو و انگليسها جدا ، هنديها جدا دويدند . يك مرتبه هم انگليسى و هندى دويد . چندى بود در خيابانها اينها براى سوغانى خود مىدويدند . هركس ديده بود تعجب داشت كه اينها سر و پاى برهنه چرا در شهر و خيابانها مىدوند . برخى مىگفتند مقصر هستند ، مجازات آنها را اين دويدن قرار دادند .
بعضى مىگفتند هنديها رياضت مىكشند . تا اين دعوت رفع شبهه را از همه نمود .
هامش
( 1 ) - اصل : لندن درف .
( 2 ) - نام جنرال در اصل نوشته نشده است .