تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5629

مساهمون:

ص٥٦٢٩
شوند . هيندنبورگ و لودندرف « 1 » وارد برلن [ شدند ] و مثل بت مردم ستايش نمودند . روح ميليتاريزم آلمان هنوز زنده است .

وضع ايران - آرميتاژ اسميت

اوضاع ايران بد است . هرچه داريم مانده و انگليس به جز با پول نقد هيچ‌چيز نمىدهد . روسيه به امتعهء ما احتياج داشت ، انگليس مىگويد ندارم . اما اگر اينطور مىخواهد از ما سرپرستى كند كار خراب است . چيزى كه هست پول ايران بالا رفته . برات ليره لندن بيست و يك قران رسيده است . در جنگ از اين زيادتر بود . مستشاران ماليه به رياست مستر آرميتاژ اسميت وارد شدند . مىگويند متخصص بىنظيرى است . در كنفرانس غرامت پاريس عضويت داشته است .

مهمانهاى ناخوانده

از انگليسها مدتى است چيزى نوشته نشده بد نيست مختصرى هم از مهمانهاى ناخوانده نوشته شود . جنرال شامپين هندوستان رفته تا ببيند روسيه چه خواهد شد . براى جنرال خانهء او را گرفتند . جنرال . . . « 2 » در غيبت او قزوين آمد . يك روز كلنل و قايم‌مقام جنرال از حكومت و ماها براى ملاقات او دعوت كرد . جنرال قوى هيكلى بود . رئيس كل قواى بين النهرين و ايران است . كمى فارسى هم حرف مىزد . موزيك هندى بود . عصرانه و شيرينى و ويسكى دادند .

مسابقهء دو

دو دفعه براى مسابقهء آدم ما را دعوت نمودند به اردو و انگليسها جدا ، هنديها جدا دويدند . يك مرتبه هم انگليسى و هندى دويد . چندى بود در خيابانها اينها براى سوغانى خود مىدويدند . هركس ديده بود تعجب داشت كه اينها سر و پاى برهنه چرا در شهر و خيابانها مىدوند . برخى مىگفتند مقصر هستند ، مجازات آنها را اين دويدن قرار دادند . بعضى مىگفتند هنديها رياضت مىكشند . تا اين دعوت رفع شبهه را از همه نمود .
هامش
( 1 ) - اصل : لندن درف . ( 2 ) - نام جنرال در اصل نوشته نشده است .