تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5626

مساهمون:

ص٥٦٢٦

فوت همدم السلطنه

يكشنبه هشتم ، نهم حوت - دستخطى از آقاى عماد السلطنه رسيد كه مرا زائد از اندازه متألم نمود . واقعا دل سوختن هم دارد . همدم السلطنه دختر فخر الملك پس از مدتى شوهردارى عجيب و غريب كه اولى پسر ديوانهء عضد الملك نايب السلطنه بود تا در فرنگستان مرحوم شد ، ثانى عميد الملك مريض بدادا كه آن هم در راه قزوين زير اتومبيل ماند ، بردند طهران پس از چندى وفات كرد . [ بعد ] عيال ميرزا عبد الوهاب خان پسر بزرگ نصير الدوله پسرخالهء خودش شد ، روزگار خوشى داشت . از آن دو شوهر آبستن نشده بود ، از اين آبستن شد ، به چه عشقى ، به چه هنگامه‌اى . در غرّهء ماه وضع حملش بود . بچه نيامد طبيب آوردند معلوم شد بچه مرده است ، به هزار زحمت نليگان « 1 » طبيب بچه مرده را بيرون آورد . همدم السلطنه ديگر حال نيامده صبح چهار [ م ] به رحمت ايزدى پيوست و داغ خود را به دل مادر و پدر و همه گذاشت . در خانهء نصير الدوله ختم مردانه ، خانهء فخر الملك ختم زنانه گذاشته ، جنازه را حضرت عبد العظيم بردند . من به اين همدم السلطنه خيلى علاقه داشتم .

خودكشى معتمد الدوله

عصر حكومتى رفتم . نظام السلطان گفت معتمد الدوله در استراباد مريض شد استعفا كرد و حركت نمود . بين راه چند مرتبه خواست سم بخورد نوكرها مانع شدند . تا يك روز خلوت نموده لولهء تفنگ را به دهان خود گذاشته با انگشت پاى خود پاشنهء تفنگ را رد مىكند و مغز خودش را تهى مىنمايد . فورا هلاك مىشود . خداوند رحمتش كند . شاهزادهء باسواد حرّاف [ و ] قمارباز بىبدلى بود . شاه رم رفته بود مراجعت فرمود . در جنوب فرانسه است . پس از عيد طهران خواهد آمد .

قنسول انگليس

فوتسكيو بدذات به ماژر ادموند القاى شبهه نموده بود رفتم و حقيقت را گفتم .
هامش
( 1 ) - نليگان از 1906 تا 1926 طبيب سفارت انگليس بود . كتابى از مشاهدات خود در ايران نوشته به نامHints for residents and travellers in Persia ( London 1926- رساله‌اى هم دربارهء ترياك نوشته است به نامThe Opium Question. نيز مقاله‌اى دارد دربارهء حمامهاى ايرانPersian Baths ( 1927 )كه در مجلهءArchives Medical Hydrolبه سال 1928 طبع شده است . ( ايرج افشار )
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5626 | قهرمان ميرزا عين السلطنه