تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5608

مساهمون:

ص٥٦٠٨
« فلانل » است . آن آسترها را هم جدا كرده كت و شلوار براى خود مىدوزند . هركس انگليسى مىخواند مثل آن‌وقت كه روسى مىخواندند .

انتظار افتتاح مجلس و قرارداد

مىگويند تا مجلس باز نشود و معاهده امضاء نشود انگليسها اقدامى نمىكنند . همه مردم منتظر افتتاح مجلس و اقدامات انگليس هستند . اميدوارند اوضاع بهبودى كلى حاصل كند . زيرا يقين مردم شده است كه ايران قائم به ذات نيست و بايد به كمك و استعانت ديگرى ترقى كند . اما بعضيها هم مخالف اين عقيده هستند .

دزدى چمدان محمد على شاه

اعليحضرت پاريس است ، از آنجا لندن مىرود . محمّد على شاه در ايل دو پرنس نزديك اسلامبول اقامت دارد كه جاى باصفاى خوبى است . شاه هم آنجا به ملاقات او رفت . اما آنچه داشت بولشويكها بردند و يك چمدان مملو از جواهر و بعضى اشياء قيمتى ديگر در يك كشتى گذاشتند كه از آن كشتى مجبور شدند به كشتى ديگر بروند . آن چمدان فراموش شد در همان كشتى ماند و به چنگ بولشويكها افتاد .

كشتار و غارت در روسيه

در روسيه ، سيبريا ، كلچاك ، دنيكين و نيچ و رود زيانكو رئيس سابق دوما با بولشويكها در جنگ هستند . متصل كشتار است و غارت . هر شهرى ، قصبه‌اى ده مرتبه دست اين مىافتد و دست آن . نتيجه براى آن شهر و قصبه چيزى جز كشته شدن و غارت شدن و خانه‌خرابى نيست .

اسب مرد

جمعه 20 صفر ، 23 عقرب - روز يكشنبه 15 به اتفاق رفعت السلطان و اسمعيل خان « اسب مرد » رودبار كه تا شهر چهار فرسنگ است رفتيم . از تمام خالصهء رودبار اين يك ده براى دولت مانده كه اجارهء رفعت السلطان است . شكارگاه خوبى است ، عمارتهاى خوبى دارد كه اگر درب آن بسته شود ديگر هيچ راه ندارد و تمام زندگانى رعيت همانجا جمع است و محتاج خارج شدن نيست . شش كبك شكار شد . كلانتر اسب مرد گفت حضرت والاى شما زمانى كه طفل بودند و با والدهء خودشان رودبار بلوك گردشى آمد در اين زير ده جائى را نشان داد اردو زدند ، سه شب توقف كردند . من هم طفل بودم اما يادم