حاكم خوبى نبود ، يعنى من حق دارم از او شكايت داشته باشم . او و ماژر محمود خان اين همه بلا را به سر من آوردند و آن همه مال را يغما دادند . ظهر حكومتى رفتم همه جمع بودند . ورچين ورچين بود . بسيار بد وضعى ، هرگز صحيح نبود يك حاكمى به اين شكل برود . پانصد نفر آدم توى حياط اندرون ، خودش هم مثل تولهسگ از اين اطاق به آن اطاق ، اين قالى را جمع كن ، آن مخده را بردار . بالاخره پس از آنكه اسبابها جمع شد و بردند خانهء ميرزا على اصغر خان رئيس تلفون . بيرون آمديم معلوم شد قونسل سياسى اتومبيل خود را تا طهران به او داده است . با همه وداع كرده سوار شد و رفت . جمعى از متملقين با درشكه و اسب از دنبال براى مشايعت رفتند . من منزل آمدم .
نظام السلطان حاكم جديد قزوين
با نظام السلطان ما دوستى و آشنائى قديم داريم . نوهء ميرزا ابراهيم خان نظام الدولهء نورى است . نظام الدوله شوهر عمهء ما مرحوم عفت الدوله بود . اما از عمهء ما اولادى نماند .
اينها نوهء دخترى نظام الدوله هستند كه از عيال ديگر داشت و زن ميرزا محمّد خان پسر ناقابل بىعرضهء ميرزا آقا خان صدراعظم نورى بود .
ارزاق
هوا خنك شده ، باد قزوين دايم هست . غله ارزان است ، گندم پانزده تومان . شكر ارزان شد ، ارزانتر هم مىشود . كمكم امتعهء امريكا و ژاپن و هندوستان وارد مىشود ، اما همه قلب و بد . دكاكين تازه رونقى گرفته متاعى براى فروش دارند . مثل چند ماه قبل نيست كه تمام خالى بود . تجار متصل ورشكست مىشوند . امتعه و مال التجاره و خوشكهبار از ايران خارج نمىشود . تمام در انبارها مانده فاسدشدنيها فاسد مىشود و همه ضرر مردم است . هرچه امتعه خارجه وارد مىشود پول نقد دريافت مىدارند .
معاوضه در كار نيست مثل روسها .
سرنوشت لباس انگليسى - انگليسىخوانى
همه ارمنيها انگليسى شدهاند . صاحبمنصبان آژان و ژاندارم ما كليتا كتهاى خود را انگليسى نمودهاند كه « فرنچ » مىگويند . جيبهاى بزرگ دارد . بلندتر از كتهاى فرم سابق ژاندارم است . آنچه يهوديها اين كتها و شلوارها و پالتوها را با قاليچه و قالى معاوضه مىكنند دو برابر قيمت ، صاحبمنصبان ما خريدارى كرده آنوقت اين كهنهها را اينرو آنرو مىكنند يا مىشويند و براى خود درست مىكنند . آسترهاى پالتوهاى انگليسى