تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5581

مساهمون:

ص٥٥٨١

معاهدهء صلح - عزل امان اللّه افغان

آلمان معاهدهء صلح را خواهى نخواهى امضاء نمود . بولشويكها به سرحدات خراسان آمده صدمه مىزنند . افغانها شكست خوبى خوردند . آيروپلنها جلال‌آباد و طوايف افغان را بمبارده مىكنند . دو دفعه درخواست صلح نموده‌اند . مىگويند امان اللّه خان بايد عزل شود .

باد ، باد

حسنقلى خان از الموت آمد آنجا را خالى گذاشتند . اسد اللّه ميرزا و مادر على فردا مىروند . سه روز است باد و طوفان شديدى است . به‌قدرى خاك مىآورد كه همه را نزديك است كور كند . شهر بدهوائى است . شب بيرون چراغ نمىشود روشن كرد ، چيزى نمىشود خواند يا نوشت . باد همه را پراكنده مىكند . اغلب شبها غفلتا باد مىآيد . پشه‌بند و هرچه در آن هست از ظرف آب يا چايى سيگارد به هوا بلند مىشود . انسان هراسان درحالىكه آب ريخته خاك ممزوج آن شده بلند مىشود ناچار درها را مىبندد آن‌وقت گرم مىشود و از گرما عرق مىكند . ناچار در را باز مىكند . چند ساعت فاصله باز حكايت باد است ، خرابى پشه‌بند . مختصر تا صبح من همين حكايت را دارم . طهران گرم است اما تكليف شب معلوم است ، يا بيرون در حياط يا پشت‌بام . ديگر باد نيست كه متصل آدم در زحمت باشد . اغلب شبها من به آن گرما و عرق راضى هستم . در را مىبندم كه در وسط خواب دچار باد و خرابى پشه‌بند ، ريختن آب و بىخوابى نشوم . بعضى از شبها آنچه نوكرها در بام روى خود انداخته‌اند توى حياط و باغچه است كه صبح بايد دانه‌دانه جمع كنند . يك وقت شام مىخوريم باد مىآيد و به‌قدرى خاك توى غذا ريخته مىشود كه بايد دور جلوى سگ و گربه ريخت و گرسنه خوابيد . آن هم حكايت خواب است .

وليعهد در قزوين

سه‌شنبه 23 شوال المكرم - ديروز غروب حضرت وليعهد گردون مهد وارد قزوين شد . به يك اندازه خط سير را زينت نموده بودند ، آژانها صف كشيده بودند ، اسكورت ژاندارم همراه كالسكه بود . ماشاء اللّه بزرگ و خوشگل و خوش‌تركيب شده . صورت سفيدى دارد . لباس نظام پوشيده بود . سر كالسكه باز بود با مردم تعارف مىكرد . خيلى مورد توجه مردم واقع شد . دعا مىكردند . صلوات مىفرستادند .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5581 | قهرمان ميرزا عين السلطنه