صدا نكرد . قدرى گذشت صداى هراى هراى در محلهء ما بلند شد . همه مىگفتند سد خراب شد و فحش و ناسزا بود كه به روح و روان سپهسالار مىفرستادند . من هم برخاسته و يادم نمىرود كه لباسهاى خودم را بغل زده و از پلهها پائين مىآمدم كه با اهل خانه فرار كنم . وسط پلهها منتقل شدم و انداختم . بعد ديدم فقط دارائى و مكنت فعلى من همان لباس بود كه بدون اراده برداشته بودم و فرار مىكردم . رفتم بيرون دروازه كه تا خانهء من صد قدم است . جمعيت مىآمد همه با بيل و كلنگ . آب در صحرا پخش شده و داخل شهر مىشد . نه از دروازهء راه كوشك بلكه از دروازهء سمت خانهء رفعت السلطان .
اهالى گفتند اين نقطه راه كوشك را آب نخواهد گرفت . از خانهء رفعت السلطان آدم آمد كه بيائيد با نوكرها . آب توى باغ افتاده است . همه رفتيم و هرچه اسباب بود از عمارت بيرون آورديم . آب دو سمت ديوار باغ را خراب كرد . يك آشوبى ، يك اضطرابى كه به وصف نمىآمد . خبر رسيد كه محلهء پنبهريسه و خانهء عدل الممالك بدتر از اين محله است . من فورا آنجا رفتم . ديدم تمام باغ و زيرزمينها و حياطهاى اندرون مملو آب است و هيچ چاره هم نيست . مختصر نيم ساعت از شب رفته دنبالهء آب قطع شد . اما تا صبح اهالى اين محلات مشغول كار بودند .
يكشنبه 3 شعبان - امروز تمام اهل شهر به تماشاى محل سيل آمده بودند . خرابى كلى به خانههاى دروازهء طهران رسيده كه قريب يكصد باب خانه به كلى منهدم شده است .
ساير خانهها مملو آب ولات است ، خصوصا خانهء عدل الممالك . گفتند سد خراب نشده سيل آمده و پر كرده و از آن به شهر آمده است . شهر قزوين بين دو مسيل است و بالاخره به واسطهء سيل خراب خواهد شد .
تخليهء الموت از قواى ساعد الدوله
كاغذ امير اسعد رسيد كه سلخ ماه گذشته نديمباشى بهسمت الموت رفت . كسان ساعد الدوله هم الموت را تخليه كردند . جنگ با امير سرنگرفت . فقط جلال و جمعى از الموتى و غيره هستند . باز نوشته بيا جان كردى مىكنى . نمىدانم مرا مىخواهد چه كند .
شب پاكت طهران رسيد . رئيس الوزرا براى حاج افخم الدوله پيغام داده مدافع دولت است نه شما . شايسته نيست بعضى اقدامات از مثل عين السلطنه بشود . احقاق حق او خواهد شد . افخم الدوله نوشته بود به اين واسطه و جهات ديگر شما هرگز حركت نكنيد تا نديمباشى راپرت خود را بدهد .