تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5558

مساهمون:

ص٥٥٥٨
بوده است كه من قول داده بودم اما ناچار شدم . ويس موس فارسى خوب مىداند . يك دفعه هم از توى اردوى انگليس و آشنسان فارس فرار نموده است .

هارت قونسول انگليس

عصر قونسل منزل من آمد ( چون من اسباب پذيرائى ندارم همان خانهء رفعت السلطان مردم مىآيند ) از واقعهء رودبار جويا شد . خودش تا چاله رفته بوده است . گفت ويس موس ، هارت را فريب داد تا آشنستان سراغ او را داريم از آن به بعد معلوم نيست . گمان داشت برود نزد كوچك خان . مىگفت كوچك كه طاقت جنگ نداشت چرا به حرف ما نرفت و محترما تسليم نشد ، با آن شرايط خوب .

پليس لندنى در قزوين

انگليسها در قزوين يك نظميهء خوبى هم دارند . سى نفر پليس قزوينى دارند با چهار نفر پليس سواره از پليس‌هاى لندن ، ماهى سى تومان و دو دست لباس مىدهند . اين سى نفر آنها از عدهء دويست نفرى پليس ما بهتر كار مىكنند . تشكيلات قشون انگليس نظير ندارد ، به يك نفر زن تا امروز حرف نزده‌اند . با هيچ كس كار ندارند . مردم از عادات و اخلاق آنها در حيرت هستند . آنها پيش قشون روس مثل آقا هستند و آنها فعله .

قيمت اسب و يابو

جواب امير را نوشتم وسايل حركت خودم موجود نيست . حاج نديم‌باشى آمد . اسب به‌قدرى گران است كه هيچ‌وقت چنين چيزى ديده نشده ، يك يابو كه سابقا بيست تومان دادوستد مىشد صد تومان [ است . ] اسبى را كه بشود سوار شد از سيصد كمتر نمىدهند . اسلحه گران ، تفنگ گران ، تفنگ پنج تير روسى دانه‌اى صد تومان .

خرج بيمارى

ما در اين منزل همه قسم سبزيجات كاشته‌ايم و براى زنها مشغوليات خوبى است . افسوس كه نزهت و زينب ناخوش شده‌اند ، مىگويند مرض « رمىتانت » است . همهء اينها كه در خانهء من مريض شدند همين بود . اغما مىآورد و تب بسيار تندى دارد . من كمتر از حال بچه‌ها مىنويسم . اغلب گرفتار ناخوشى آنها هستم . روزى مبلغى پول دوا مىشود ، مبلغى پول غذا و حق القدم طبيب ، من در اين مدت سيصد تومان زيادتر خرج دوا و غذا و