طبيب كردم .
اجناس و امتعه ارزان نشده بلكه بوى ارزانى هم نمىآيد . همهچيز ، همهچيز گران است . احدى همچو گرانى امتعه و اجناس به خاطر ندارد . روسيه انبار مال التجارهء ايران بود كه يك تكه متاع و اجناس از آنجا وارد نمىشود ، بلكه از ايران به آنجا مىبرند . اگر راه فارس و اهواز را هم پليس جنوب در دست نداشت اين هم نمىآمد و يك سر قحطى اجناس مىشد . ديگر رنگ آن ارزانى را كسى نخواهد ديد .
اصرار امير اسعد
جمعه غرّهء شعبان المعظم ، 12 ثور - شيخ ابراهيم از طهران آمد ، يك هزار تومان حضرت اقدس و الا به عنوان قرض مرحمت نموده بودند كه اسلحه خريده و مخارج نمايم . نديمباشى را امير اسعد با اعزاز و احترام وارد زواردشت نمود . هنوز جنگ مجدد درنگرفته است . باز امير اسعد كاغذ نوشته بود اصرار در رفتن من . اما طهران صلاح نديده بودند .
بند سپهسالار
عصر سربند سپهسالار رفتيم ، چيز قابلى نيست . درياچهء بزرگى است كه متدرجا ريگ و سنگ او را پر خواهد كرد . من هيچ حال تفرج و تماشا ندارم . قزوين هم اطراف خشك بدى دارد . شهر كثيف است . متصل باد مىآيد و خاك است . هيچ محل تفرجى در شهر و خارج شهر نيست ، مگر چند خيابان كه آن هم از شدت گرد و خاك تفرجى ندارد .
به تصديق صاحبمنصب ژاندارمرى بيست هزار تومان به مجير السلطنه خسارت و غارت وارد شده است .
خراب شدن بند سپهسالار
13 ثور - گويا قدم من و نفرين من بود كه امروز بند سپهسالار را سيل برد و هفتاد هزار تومان رفت جزو آنها كه سالار فاتح يغما نموده بود .
آه مظلومان ستاند از عدو * همچنان كاتش كه در نى اوفتد
سيل قزوين
از روزى كه به سر من بىگناه آن قسم آوردند خداوند تلافى مىكند . همان روز روز نكبت آنها شد . دو ساعت به غروب مانده باران بسيار كمى در شهر آمد . ابدا آسمان هم