يادداشت مؤلف
دربارهء خاطرات مؤلف
مؤلف در پايان اين قسمت يادداشتى مستقل نوشته است دربارهء خراب كردن قلعه و عمارتش در الموت و غارت كتابچههاى خاطراتش . جداگانه در اين صفحه چاپ مىشود .
* * * پس از آنكه در تاريخ ربيع الثانى يونتئيل 1337 قلعه و عمارت الموت من به دست على اصغر خان ساعد الدوله پسر سيم سپهسالار اعظم غارت و يغما شد و تمام هستى مرا از مخلفه و اثاثيه ، ملك و مال حتى الوتد فى الجدار بردند مجلدات « مموار » من هم جزو يغما رفت كه عزيزتر از هر چيزى نزد من بود . بالاخره پس از تفحص و كوشش بسيار دو مجلد تمام و اين مجلد ناتمام كه تصور مىكنم ( چند ورق كه تا روز حركت من 12 ربيع الاول از قلعه بهسمت شهر قزوين باشد از اين جلد پاره و برداشته شده ) به دست من آمد .
ساير مجلدات معلوم نبود تا اينكه دست قضا و قدر ساعد الدوله را از اروپا به قزوين كشانيد ، درحالىكه كودتاى 13 جمادى الثانيهء مطابق 4 حوت سال پيچىئيل 1339 شروع شده بود حكم حبس و توقيف اين آدم هم به اينجا رسيده بود و پس از ورود به خانهء امير انتصار ( شوهر خواهرش ) به هر نحو بود قونسلگرى دولت فخيمه را راضى نموده و مشار اليه را همان شب به خانهء جناب صارم السلطان ( عموزادهء فخر الملك داماد ما ) مدير و منشى قونسلگرى منزل دادند و به من مژده دادند كه ساير مجلدات « مموار » من نزد او و در جاى امنى گذاشته شده است .
من كه به واسطهء اين پيشآمد غارت و فقدان « مموار » هاى خود بيست و هفت ماه بود ترك نوشتن نموده و فقط به همان يادداشت اكتفا نموده بودم مجددا شورى به سرم افتاده شروع نمودم كه از روز عيد نوروز امسال ( حمل تخاقوىئيل 1339 مطابق دهم رجب ) به طريق سابق به درج آن پردازم .
لذا وقايع بيست و هفت ماه گذشته را كه بيشتر راجعبه خودم و ايران است متدرجا