انگليسها و جنگليها
چنانچه الان خيلى از ميرزا كوچك خان تعريف مىكنند و او بازآمده شهر رشت و ادارات را كما فى السابق ضبط و تصرف كرده . عشريه هم از محصول املاك مردم دريافت مىكند . حاجى آقا شيرازى هم مأيوسانه مراجعت كرد و دو روز قبل از حركت من ميرزا حسين خياط با يك نفر مجتهد از رشت آمده طهران رفتند و ميرزا حسين مىگفت پيغام و پيشنهاداتى از طرف « هيئت شده » مىرويم طهران به كابينه تبليغ نمائيم . قوت بگيرند باز تنكابون خواهند رفت .
سدّ نجفآباد
سپهسالار نجفآباد بود . باز سد را تعمير مىكنند . سال گذشته هفتاد هزار تومان سپهسالار به مباشرت ميرزا غفار سالار منصور پول داد در صورتىكه گندم را بيست تومان محسوب داشت و اينها بيش از بيست و پنج هزار تومان خرج نكردند . كشف مسئله هم اينطور شد كه به استاد حسين معمار پنج هزار تومان سالار منصور قرار داده بود حق السكوت بدهد . روز آخر براى او بازى درآورد . رفت و بروز داد . سد هم شكست خورد . اما سپهسالار هنوز زورش نرسيده مطالبه كند . فقط دهات خودش را كه دست او بود گرفت . او هم پولها را برداشته طهران رفت .
رياست ماليه
حكايت ماليه و آمدن مفتش شد . گفت همه دزدند و همه دستشان يكى است . ميرزا حبيب اللّه خان در يك سال و نيم رياست ماليه سال قبل صد هزار تومان پول از قزوين برد .
طورىكه پس از قتل رئيس نظميه وحشت بر او مستولى شده شبانه بدون مرخصى به طهران فرار كرد . اما اين رئيس حاليه جوان است بىتجربه بدون سابقه . هركس هرچه بگويد زود قبول مىكند . ميرزا محمّد حسين خان كه براى تهيهء غله جهت انگليسها آمده حالا كه به زحمت غله تهيه شده حضرات مىگويند خروارى سى تومان قيمت مىدهيم .
صاحبان غله راضى نمىشوند . همين قسم مانده است . شعاع الدين ميرزا قزوين بود گفتم بيا برويم . گفت فلانى نوشته مىآيم ، شايد رفتم بين راه رسيد . گفتم برمىگرديد باز طفره زد و نيامد .
* * *