تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5459

مساهمون:

ص٥٤٥٩

قوام السلطنه و مقبرهء نادر

فرمانفرماى خراسان و سيستان آقاى قوام السلطنه مقبرهء نادر شاه و اراضى موقوفهء آن را كه اهالى مشهد دكاكين و كاروانسرا ساخته بودند شبانه حكم به خرابى آن نمود و منهدم كرد و اينك تمناى انعقاد كميسيونى در طهران مىنمايد كه ترتيب نقشهء مقبرهء نادر را معين نموده با خرجى كه مجلس سابق معين نموده بود و اضافه كه به‌طور اعانه از مردم گرفته مىشود بناى عالى ساخته گردد . ( من هنگامى كه مشهد مشرف شدم در بالا خيابان يك كاروانسرائى را نشان دادند گفتند مىگويند قبر نادر اينجا بوده . اما علامت قبرى باقى نگذاشته بودند . اينك قوام السلطنه مىنويسد كه در زاويهء طويله قبر موجود است . باز شنيده‌ام و شايد در تاريخ هم باشد كه استخوانهاى نادر را آغا محمّد شاه براى آن‌كه به ناحق فتحعلى خان را اغوا كرد به قتل رساندند به طهران آورد در خلوت مشهور به كريم خانى دفن كرد كه همه روزه از روى آن عبور نمايد . - اين خلوت تاريخى در عهد ناصر الدين شاه خراب شده است - پس اگر اين مطلب راست باشد چنانچه گمان مىكنم راست هم هست خوب بود قبر نادر را در همان خلوت كريم خانى بنا مىكردند . ) خاتمه ، بعضى صحبتها و مذاكرات در برلن ، اطريش درعين حال جريان دارد كه قواعد اساسى مملكت بايد تغيير كند . حزب نظامى خاتمه ، حزب دموكراسى روى كار بيايد . ممالك و نژادهاى اطريش مستقل شود ، چه و چه . در اين‌كه كارهاى بزرگى پس از اين جنگ صورت خواهد گرفت شكى نيست . آيا به حال ما و مملكت ما هم وصلت بدهد يا ندهد .

نامهء عماد السلطنه

رقعهء آقاى عماد السلطنه ، بعد از حال و احوال‌پرسى و حكايت تقى و وجه تصدق . در آن فقره گفتگوها شد . بالاخره حاجى شيخ محمّد تقى را كه مىدانم از اين علوم سررشته‌اش زياد است ديدم و او را به درستى مسبوق نمودم . به حضرت و الا عرض كردم او را بپذيرند . حاجى شيخ محمّد تقى آنجا رفت . چون مسبوق بود طولى نكشيد كه قرار را دادند ، يعنى به اين نحو كه دو نفر از مجتهدين مقبول القول يا اقلا يك نفر را برود از اين مطالب مسبوق نمايد و با او گفتگوهاى شرعى را بدارد . همين‌كه او هم حاضر شد روزى را تعيين كنيم كه انشاء اللّه منزل حضرت و الا بيايند يك نوشتهء ديگرى بنويسند كه