تهمت خواهند زد ! دكترها ، دوافروشها ، هندوانهفروشها ، آلوفروشها . اينها به محض شنيدن اين كلمه كه اى ايرانى بايد خودت [ را ] براى جلوگيرى از انفلوانزاهاى فعلى و احتمالى مهياسازى ، اى ايرانى بايد نترسى و براى دفاع از حيات خودت فكر دواسازى ، فكر راهسازى ، فكر تنظيف و تطهير معابر ، فكر بلديه و عمال كارى و كاردانى باشى كه تا انفلوانزاهاى اجنبى نتوانند روزى صد هزار نفر جوان و پير ايرانى را اسير و غارت نمايند فورا انفلوانزا فيلها را مورد حملات خود قرار داده و صاحبان حقيقى و قبلهگاهان روحى ما را از ما ظنين نموده گاه شبنامه و گاه روزنامه بر عليه ما منتشر خواهند ساخت . گوئى اين كشور محكوم به نيستى است و يا اين ملت بايد بميرد . نبايد كسى براى اصلاح اين مردم و اين مملكت فداكارى كند . زيرا اين خاك و آب براى قبول هر عارضهء اجنبى و حملهء هر بيگانه و خوب و چابك مهياست . او نمىخواهد يك نفر او را به بروز انرژى و شهامت و تعصب تحريك كند . او نمىخواهد كسى از او دفاع كند . او نه خودش را حاضر از براى شنيدن نصايح عاليه دانسته و نه ميل دارد براى فرزندان و اعقاب او كسى باشد كه از امروز دستور حيات بنويسد .
انفلوانزا اول يكصد و هشتاد هزار سرباز آلمان را در ميدان جنگ مغرب غارت نمود ، سپس با همان چابكى و تندى بر پشت مركوب خروشان خود يعنى طوفان و باد سوار شد از مشرق تا مغرب ايران را برونشيت و تب و درد عضلات مبتلا ساخت . حالا چه عيب دارد كه ماها بر سر اينكه آيا اين مرض از كدام مملكت رد شده جزو متحدين است يا متفقين دعوا كرده توى سر هم بزنيم ! ! به عقيدهء بعضى سم اين مرض را متفقين رغما لانف « 1 » ما در روى سطحهء خاك ما سر دادند و بايد آن را معالجه نمود ! ! برخى مىگويند خير اين مرض چون از خاك متحدين عبور كرده يك مرض دوست و آشنائى هست بايد آن را دوست داشته و از آن مدافعه ننمود !
به نظر عقلاى ما احوط اجتناب از هردو يعنى بىطرف ماندن است . براى اينكه بىطرفى ما سلب نشود نبايد دست به تركيب او زد . هرچه مىخواهد بكند نبايستى معالجهء جدى نمود و نيز نبايستى جدا او را دوست داشت . بايد با روش ديپلوماسى و يك طرز ميانهروى عاقلانه كه نه سيخ بسوزد نه كباب با او معامله نمود . تا خدا چه بخواهد و از زير پرده چه بيرون آيد . ولى هيهات انفلوانزا دوست و دشمن نمىشناسد ، هركس كه تاب مقاومت در برابر مرض نداشته باشد مرض او را فرا خواهد گرفت ، چه مرض دوست و چه مرض دشمن ، چه مرض كافر و چه مرض مسلمان . ميكرب خارجى
هامش
( 1 ) - رغما لانف - براى به خاك ماليدن بينى .