تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5424

مساهمون:

ص٥٤٢٤
نيست . اما نمىدانم چرا پس آنقدر زن گرفته و زن مىگيرد . همين تازگى كه باز دختر عظيم را كه نزد دختر محمّد جعفر عيال ديگرش كلفت بود گرفته . محترم السلطنه عيال نجيب خوبى است . منتهى نزد اين آدم گل نكرده و متصل بهانه‌جوئى مىكند . در صورتى كه هيچوقت نزد او نيست . شب كلان امير مانده بود و يك ماهى آزاد خوبى هم براى من فرستاد . گرمارود از ترس ناخوشى نرفته است و حال آن‌كه ميكروب اين مرض در جو هوا متراكم [ است ] ، اين ده يا آن ده ندارد و از زير آسمان كبود انسان كجا مىتواند برود .

مريضها - گرانى قند - شدت فقر

شنبه 19 محرم ، 3 عقرب - صدر اللّه جوان هفده هيجده ساله پسر حسن مرحوم ديروز مقارن ظهر وفات كرد . دل من براى دايه كه همين جوان را داشت كباب شد . هركدام از اين مريض‌ها تب تند داشته باشند تلف مىشوند . يك سينه‌درد غريبى اين مرض دارد كه آرام و قرار انسان را از كف مىربايد . گرسنگى ، قحطى يك‌طرف ، اين ناخوشى هم يك طرف . اين قند پدرسوخته هم قسمى گران شده كه بيشتر اين مرضا قوهء خريدارى ندارند و اغلب تا چاق شوند ، يا از محنت روزگار خلاص شوند دوائى اگر داشته باشند بخورند بدون شيرينى است . من گاهى از مردن اينها خوشحال مىشوم . زيرا مىبينم به اين فلك‌زده‌ها چه مىگذرد و همان بميرند خلاص شوند بهتر است . يك آدمى كه در سال يك شكم سير غذا نخورد ، يك روز راحت و آسايش نداشته باشد ، يك تكه لباس تازه تن نكند ، يك شب سرش را روى يك بالش نرم يا خشن نگذارد ، در تمام سال طعم هندوانه يا يك ميوهء ديگرى به مذاقش نرسد چه ماندن و چه زنده بودنى دارد .

فقر رعاياى ايران

اينها گناه و معاصى مثل ماها ندارند ، ظلم و ستمى نكرده‌اند ، حلال يا حرامى ننموده‌اند . به جوار حق و اصل شده به بهشت عنبر سرشت بروند خيلى راحت‌ترند تا پنجاه سال ديگر در زوارك باقى و زنده باشند آن هم به آن نحو كه ذكر شد . در ربع مسكون مردمانى فقيرتر و زحمت‌كش‌تر و ناراحت‌تر از رعاياى ايران نيست . من اغلب روزها عصر به عيادت مرضاى زوارك رفته‌ام . به خدا حيوانات را در خارجه بهتر از اين توجه مىكنند و راحت‌تر نگاه مىدارند كه من وضع و خانهء اينها را ديدم . در حالىكه زوارك يك ده‌آبادى است نسبت به ساير دهات . مردمانش هم مىگويند ما اهل پايتخت هستيم و به تمدن نزديك‌تريم .