تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5392

مساهمون:

ص٥٣٩٢
خود را بين ما چهار نفر تقسيم كنند خوب است نزد يك نفر مجتهد نافذ الحكم جامع الشرايطى به‌طور مطلق تمام دارائى خود را به ما انتقال بدهند و در مقابل پنج ساله ده ساله اجاره كنند . در مقابل هر اطمينانى لازم است از ما بگيرند كه ما به وصيّت‌نامهء او عمل بكنيم . البته اين اطمينان را از چهار نفر بهتر از ده نفر مىتوان حاصل كرد ، آن هم مثل ما چهار نفرى . پس از آن‌كه اين انتقال نامهء صحيح شرعى در دست ما باشد قهرا همشيره‌ها به آنچه در وصيت‌نامه نوشته شده و آنچه به آنها مرحمت شده راضى مىشوند . زيرا چاره ندارند . به غير اين باشد كسى به وصيت‌نامه عمل نخواهد كرد . صرفه داشته باشد قبول نداشته باشد رد مىكنند . اگر حقيقتا مايل به اين كار هم نيستند بىجا و بىجهت يك مشاجره و يك مرافعه و يك رسوائى براى بعد ما باقى نگذارند . كما فرض اللّه تقسيم شود بهتر است ، تا پس از عمرى ما با يك ديگر شروع به نزاع و مرافعه عرض و عرض‌كشى كنيم . ثلثى براى خودشان هست ، هر مصرفى را لازم دارند وصيت كنند از آن ثلث بشود . حقيقت هم همين است . ما در عمر خودمان تجربه كرده‌ايم مال زياد باشد اولاد كم هر وصيتى نموده باشند وراث قبول مىكنند يا مال هيچ نباشد باز به آن وصيت عمل مىشود . اما مال كم باشد وراث زياد هيچ‌وقت به آن وصيت عمل نخواهد شد . هرچه در نفع باشد قبول ، در ضرر باشد رد مىكنند . اما آن‌كه ديده شد هم مال زياد بود و هم اولاد كم و به آن تقسيم و مصالحه راضى نشدند اولاد سپهسالار بود كه با وصف آن‌كه چندين كرور مال خود را بين سه پسر تقسيم كرد هر سه ناراضى هستند . طورى كه به مخالفت او برخاسته اسباب يك بدنامى شدند كه نظير آن ديده نشده است .

فوت مجد الاسلام - شيخ الاسلام

به مجرد آن‌كه تقى از پشتهء بالاروج بالا رفت فوت سيد مهدى جيرين‌دهى بيچاره پدر عيال تقى را آوردند . من ساير نوكرهائى كه سرپا هستند و مريض نبودند آنجا فرستادم و خودم اندرون آمدم . چنان مردم از اين ناخوشى ترسيده‌اند كه به وصف نمىآيد . راستى مجد الاسلام در مشهد مقدس وفات كرد . شيخ الاسلام در قريهء محمودآباد يك فرسنگى قزوين وفات نمود . حاجى ميرزا اكبر برادر مجد الاسلام هم در شهر مرحوم شد . شيخ الاسلام اولاد ذكور ندارد گويا اين لقب را ثقة الاسلام پسر بزرگ مجد الاسلام كه عجالتا بزرگ طايفهء شيخ الاسلامى است بگيرد . شيخ الاسلام گفتند سالى يكصد هزار تومان منافع ملك داشت كه چهل هزار تومان اين منافع از املاك ثلثى اجداد آنهاست . تتمهء ارث پدرش و عمويش است . چهار دختر دارد اين منافع ثلث به دو دختر مىرسد كه از دختر شيخ الاسلام بزرگ هستند ، چون اولاد ذكورى باقى از آن نسل نيست .