تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5343

مساهمون:

ص٥٣٤٣

[ دنباله سال 1336 هجرى قمرى ]

بسم اللّه الرحمن الرحيم شروع مىكنم به جلد دوازدهم روزنامهء خود روز دوشنبه يازدهم شهر ذى القعده « 1 » 1336 هجرى ، بيست و هفتم اسد سنهء يونت‌ئيل تركى ، دوم شهريور 840 جلالى ، نوزدهم اوت 1918 ميلادى در قلعهء زوارك الموت .

ورود نواب عاليه

هوا دو شب است به واسطهء آمدن مه خنك شده . امروز يك ساعت به غروب مانده سركار نواب عاليه از شهر آمدند . پرى خانم و عفت خانم با پسر يك ساله و نيمه‌اش ميرزا رضا همراه بودند . ماشاء اللّه پريچهره بزرگ شده اما عفت به همان حال ناخوشى مبتلاست . رضا درست مثل انگليسيهاست ، خيلى بامزه و خوب . همهء شب به صحبت گذشت . نواب عاليه خيلى از انگليسيها مىگفت .

اسمعيل خان - سوارگيرى انگليسها

اسمعيل خان به هزار ماجرا زنكهء روسى را بيرون كرد . پس از توقيف و استخلاص نزد رئيس نظميهء انگليس مترجم شده ماهى پنجاه تومان مواجب مىدهند . حاليه هم با رئيس نظميه به رشت رفته . حبس او اسباب خيرى شد . انگليسيها متصل از ايرانيها نوكر مىگيرند . سوار كه اسب و تفنگ مال خودش باشد روزى دو تومان ، پياده يك تومان . به قدر كلاغهاى قزوين اتومبيل دارند و هر اتومبيل سه نفر يا چهار نفر مىنشيند .

عمارت‌سازى انگليسها

از دم دروازدهء راه كوشك تا نزديك آسياها و باغ موثق ديوان تمام را عمارت ساخته و مىسازند . احدى به غير آنها قادر بنائى كردن نيست . آجر هزارى دوازده تومان ، آهك خروارى هفت تومان شده است . تير كه دانه‌اى چهار هزار بود دو تومان . هرچيز خوب وارد شهر شود به‌سمت اردو و عمارتهاى انگليسها مىبرند .
هامش
( 1 ) - اصل : شوال المكرم و اشتباه كرده است .