تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5229

مساهمون:

ص٥٢٢٩
ما آن قسم بود و حاليه اين قسم است . رعيت مالك و سرپرست لازم دارد . مگر ترتيب بر هم بخورد و مثل ممالك خارجه شود .

آنها كه ادعاى حامى بودن رعيت دارند

آنها كه مىگويند ما حامى رنجبر هستيم و سنگ رنجبر [ را ] به سينه مىزنند دروغ مىگويند و سنگ را عجالتا براى خودشان به سينه مىزنند . اگر راست مىگفتند و مىگويند اول جلوگيرى از اجحاف و تعديات اداراتى كه خودشان ترتيب دادند مىنمودند . به جاى مرامنامه‌هاى قشنگ و عبارات شيرين عوام‌فريب و نطقهاى آتشين به عمل مىپرداختند نه به اقوال . در همان موقع اين كار دو نفر از آنها آمدند كه در الموت « كميته » باز كنند . ديدند و شنيدند كه چه به روزگار رعيت از بابت ماليات آمد . چه خوب بود به جاى حمايت مهدى شيطان كه خودش يكى از ظالمهاى درجهء اول است به داد اين رعيت رسيده پس از ورود قزوين به جاى شكايت از من و خوردن نان و ماست هميشه از جور ماليه حكايت نموده و كميتهء آنها حتى المقدور يك جلوگيرى مىكرد ، نه اينكه غذائى نبود بخورند . هرجا رسيده از نان و ماست شكايت كنند . در حالىكه رعيت با سبزى صحرا و سبوس ارزن و برنج گذران مىكند . دولت ما ضرر كرد غله را در خروارى چهل و پنج تومان تسعير قرار داد . اما به حال رعيت هيچ توفيرى نكرد و همان كه بايد تمام شود تمام شد و اگر در موقع گرفته بودند اگر دولت ضرر نموده بود رعيت صرفه برده بود . چطور به اين ترتيب كه اين مأمورها اول گفتند غله مال بيگلرف و راجع به خبازخانه است ، بايد يا عين يا هفتاد تومان قيمت . ماليه براى دخل خودش به كلى خودش را خارج [ كرد ] و به نام ديگرى خيال منافع داشت . پس از آن‌كه ديدند من مانع هستم و آن كاغذجات را به شهر نوشتم تهديد كردم ، ديدند رسوا مىشوند طرف آنها من شده‌ام و مرا نمىتوانند اغفال كنند ، آن حكم آمد كه چهل و پنج تومان دريافت دارند . اغلب مردهاى الموت كه اينجا نبودند ، غالب زن و بچه را هم برده بودند . آنها كه بودند از زن و مرد بايد هم ماليات خود را بدهند ، هم جور ديگران را كه حضور ندارند بكشند . اين بود زن و مرد افتادند توى اين دهات . گاو ، گوسفند ، گليم ، پلاس ، مس ، برنج تمام را به معرض بيع آوردند . حيوانات را به واسطهء قلت علف كسى نخريد ، حتى به ثلث و ربع بها . از گليم و پلاس هم كمتر فروش رفت . زيرا پولدارها ديدند براى آنها صرفه ندارد . گفتند سلف مىفروشيم ، آن‌وقت پول فراهم شد .