از بس پول دادهاند منزجر شده [ اند . ] اقدام جزئى كه از طرف دولت با يك نفر ديگر بشود تمام آنها را خود اهالى خواهند كشت .
سردار اقتدار
در طرف اردبيل و آستارا با اردوى اعزامى تبريز جنگ دارند و چند شكست هم خوردهاند . سردار اقتدار هم چهارصد نفر از مازندران همراه گرفته . دختر اسمعيل خان را هم براى خودش عقد كرده . با سهم الممالك وعدهء او عازم تنكابون است . اخيرا دو هزار تومان از حاجى پول خواست برات تلگرافى شد . تا ده روز ديگر اگر الموت آمدند بدانيد ، پيشرفتى برايشان حاصل شده نيامدند بدانيد كارشان به سختى كشيده . از طرف انگليسها هم ترس دارند منجيل به دست انگليسهاست . عماقريب اگر بمانند براى مرغهاى خانگى تنكابون هم ماليات خواهند بست .
صحنههاى گرسنگى
در قزوين مردم از گرسنگى خيلى تلف مىشوند . توى كوچه و خيابان نفوس زكيه از گرسنگى نيمهجان و جان داده افتاده است . مرض و با بروز كرده ، حصبه هم هست . اين مردمى كه امسال پيش من مىآيند جز معدودى مابقى همه رنگها پريده ، چهرهها زرد و لاغر شده ، گردنها باريك طورى كه رمق ندارند . در حالىكه الموت نسبتا خوب بود . جز قربان ديگرى از گرسنگى نمرد . اما از عراقات آنچه مىآيند حالشان به مراتب بدتر از الموتى است . طورى كه نگاه به صورت آنها رقتآور است . اغلب از گرسنگى مىآيند و غش مىكنند نان مىدهيم ، يا مىآيند التماس مىكنند نان بدهيد تا از گدوك بتوانيم رد شويم . بدتر از همه درويشعلى همدانى با برادرش ، پسرش ، زن و بچه اينجا آمدهاند لوت ، عريان . مخارج اينها گردن من و زواركى است . اين آدم كاسب بود همه ساله متاع مىآورد ، بعد پوست خريدارى مىكرد . حاليه اين قسم شده . مىگويد روسها تمام مال ما و اهل آبادى ما را بردند .
بلديه براى رفع گرسنگى فقرا
امسال اوضاع غريبى است . جو تازه طهران آمده ليكن در يكصد و ده تومان قيمت .
خوشحالى مردم از نيامدن سن است و انشاء اللّه محصول ورامين خوب خواهد شد و همان خوب شود كفاف طهران را مىدهد . چون دو قسمت از كار هيئت وزرا امسال صرف تهيهء ارزاق شده و آخر هم با همهء پولى كه دولت داد نتيجه حاصل نشد . با همهء