تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5215

مساهمون:

ص٥٢١٥
كردند . اين دو روزه جمعيت خيلى زياد مىآيد . گدوك هم باز شده است . گفتند خود مشهدى غلامعلى را هم كه رئيس كميسيون جنگ است و پاى بليتها را به‌همين مضمون مهر مىزند خواسته بودند از اسب پائين بكشند . مردم گرسنه هستند و طاقت و تحمل ندارند .

جنگليها و برنج

در بيرون قزوين هركس اغذيهء خام و پخته حمل كند جانش در معرض تلف است ، تنكابون هم همان قسم . مرد كه از ده فرسنگى به هواى برنج مىرود نمىتواند آنقدر معطل شود يا غدغن است بشنود . اينها خوب قسمى حركت نكرده‌اند . مردم اول گمانها مىكردند . حاليه جز نفرين و فحش چيز ديگر نيست . توى دهات افتاده خانه‌هاى مردم را تفحص مىكنند . هرجا برنج باشد بيرون مىآورند . دوازده تومان خروارى پول مىدهند ، بعد خودشان پانزده تومان مىفروشند يا حمل كسما مىكنند و اين سواى گمرك است . مردم را خيلى رنجانده [ اند ] و ناراضى هستند . شنبه هفتم - از شهر آدم ركن الدوله و اعظم الدوله جواب كاغذها را داده بودند . براى هركدام دو بره فرستاده بودم ، خيلى تشكر نموده بودند . اما كاغذجات طهران اولش ناخوشى حاجى افخم الدوله و هرمز ميرزا بود كه مبتلاى حصبه شده بودند . خيلى مشوش بودند . للّه الحمد كاغذ دوم خبر مىداد كه عرق كرده‌اند از تشويش گذشته هرمز چند روزى هم سرسام شده بود .

مرض حصبه - سير نشدن

كاغذ آقاى عماد السلطنه - كابينهء وزرا تغيير كرد . صمصام السلطنه رئيس الوزرا شد ( باز معين البكاء ديگرى به ميان آمد و باز مستشار الدوله وزير داخله ، حكيم الملك وزير علوم يا بالعكس ، همين قسم سايرين . ممكن نيست خارجى به ميان بيايد . ) . به هيچ‌وجه قحطى و سختى تمام نمىشود . مرض حصبه زياد و متصل مردم بدبخت از گرسنگى با اين مرض مسرى تلف مىشوند . مرگ ناگوار كه اسباب افسردگى من شد فوت دكتر كن بود كه بىمقدمه رفت و چون طرف شوخى و مباحثه با آن اخلاق خوشش بود به من بسيار اثر كرده و متصل در خيال او هستم . حاجى افخم الدوله ناخوش و حصبه گرفت كه اميد است انشاء اللّه ديشب عرق كرده باشد . لاغر و ضعيف شده . مستشار الممالك هم سخت افتاده . آن هم اميد است خوب شود . روزنامه از فرنگ نمىرسد و مردم از دنيا خبرى ندارند . جنگ در كمال
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5215 | قهرمان ميرزا عين السلطنه