تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5217

مساهمون:

ص٥٢١٧
روز قبل هم يك نفر قاتل كه قمى بود دار زدند . مىگويند چندين قاتل ديگر را هم به مجازات خواهند رسانيد ( بلكه آقاى بختيارى كارى بكند ) . اسامى وزرا [ را ] در روزنامه بخوانيد .

فعاليت صمصام السلطنه - قحطى و گرسنگى

صمصام السلطنه جدا مشغول كار شده ، اما قحطى و گرسنگى به منتهى درجهء شدت رسيده و تا بيست روز ديگر همين قسم خواهد بود كه توت برسد ، باقلا ارزان شود . جو تركوب‌خوار بيايد كه تفاوتى روى بدهد . كمتر آدمى طهران سير از سر سفره برمىخيزد ، يعنى چيزى نيست و برنج خالى هرچند هست اما اولا بسيار گران كه قابل خريدن هركس نيست . ثانيا گوشت كم است . از يك پلوى خالى هم كه كسى سير نمىشود . حاجى افخم الدوله الحمد للّه عرق صحت كرد . عجالتا جز ضعف مرضى ندارد . هرمز ميرزا به واسطهء حصبه مبتلا به سرسام شده دو روز بود بسيار اذيت مىكرد . امروز شنبه 29 قدرى آرام است . به واسطهء مرض كه ناچار از خرج زياد حكيم ، دوا و مردم كه عيادت مىآمدند هستند . اميد است انشاء اللّه بىخطر بگذرد و مثل اين است كه گذشته باشد . ( پايان‌نامه‌هاى عماد السلطنه )

نامهء معز السلطنه

دوشنبه نهم شعبان - كاغذى از معز السلطنه رسيد كه شرحى كه مرقوم داشته بوديد مسبوق شدم ، خودم هم تصديق دارم . اما مردم خورده بين امروز از مو طناب و از كف حباب مىسازند . به مقامات لازمه هم رقعهء حضرت و الا فرستاده شد . حالا كه تصادف روزگار در اينجا هم مثل طهران به قرب جوار حضرت و الا اختيارم كرده هر خدمتى از دستم برآيد كوتاهى ندارم ( پدرش طهران همسايهء ما بود ) . چون تشريف‌فرمائى را به يك ماه ديگر محول فرموده‌ايد براى حفظ طرق و شوارع و جلوگيرى از سرقت و بىنظمى مقرر شده پست امنيه در الموت داير شود و يك نفر صاحب‌منصب هم براى جلوگيرى شر و فساد از همانها كه مرقوم نموده بوديد بيايد كه الموت را به تنكابون اتصال بدهد . البته نهايت مساعدت و همراهى را بفرمائيد تا اسباب آسايش حضرت و الا را فراهم نمايند . ( پايان‌نامهء معز السلطنه ) ميرزا حسين براى خريدارى مال التجاره شهر مىرفت من سواد كاغذ را براى حكومت و براى حضرت و الا فرستادم و كسب تكليف نمودم . براى امير اسعد هم نوشتم
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5217 | قهرمان ميرزا عين السلطنه