جواب معز السلطنه
جمعه 26 . جواب كاغذ از معز السلطنه رسيد . به من نوشته بود مقتدر نظام مرا دعوت به خدمتگزارى شما نموده ، خودم هم سابقهء ارادت دارم . خوب است هرچه زودتر محلى را براى ملاقات معين كنيد شرفياب شده از مطالب خاطر شما را مستحضر دارم ، بعضى اشتباهات شده رفع بشود . من جواب نوشتم از مطالب كاغذ شما چنين مستفاد شد كه حضرت و الا مرا هم در تلو بعضى اشخاص معلوم الحال شيطانهاى الموت معرفى نمودهاند . نه اينطورها نيست . ما هيچ داخل عملى نبوديم . عمرمان به نيكنامى طى شده ، گذران ما هم از مقررى بود كه آن عهد مىدادند . اينك هم دولت مشروطه مىدهد ، با جزئى منافع ملكى . الموت هم جائى نيست كه قابل باشد . ده نفر مالك دارد يكى هم ما هستيم .
گدوك هم مسدود است ناخوشى هم آنجا هست . راه باز شود در كاروانسرا يا پيچبن اطلاع مىدهم تشريف بياوريد ملاقات حاصل شود .
پاكت هيأت اتحاد اسلام
كاغذ مقتدر را هم باسواد اين كاغذ طهران فرستادم . مارك كاغذ او به اين مضمون بود در تحت شير و خورشيد . « وزارت جليلهء داخله . حكومت ولايت ثلاث تنكابون » . روى پاكت در تحت شير و خورشيد « به نام نامى اعليحضرت شهريارى ، هيئت محترم اتحاد اسلام » . در صورتىكه وزارت داخله در طهران گفته ما آنجا حكومتى نداريم كه سفارشنامه بنويسيم .
و با - قرانتين دهاتى
چهارشنبه 4 شعبان ، 25 ثور - حكايت از غرهء به اين طرف بامزه است . در تنكابون مدتى است مرض و با طلوع كرده . آمدوشد هم بىحد و حصر است . روز غره امير اسعد كاغذى به من نوشته بود كه مىگويند در بين راه و گرمارود هم دو سه نفرى مبتلا به اين مرض شدهاند ، خوب است در گرمارود قرانتين بگذاريد . اقلا مردم را پنج روز نگاه دارند .
من جواب نوشتم در اينجا خبرى نيست ، دروغ عرض نمودهاند . قرانتين هم با اين كثرت اياب و ذهاب غيرممكن است . استعداد ، مخارج ، جا و مكان ، سوخت و ادويهجات ضدعفونى لازم دارد . من چه قسم مىتوانم اين جمعيت را در گرمارود نگاه