شانزده نفر يك نفر رئيس دارند كه جيره و عليق آنها دست اوست . تمام ترك هستند و بيشتر اهل چركر خمسه .
شجاع الممالك و جنگليها
در عمارات سپهسالار منزل دارند . تعمير هم مىكنند تمام خرج خودشان و عليق مالشان و پول تعمير عمارات را هفته به هفته از شجاع الممالك كه حاليه مباشر املاك سپهسالار است دريافت مىكنند .
كار شجاع الممالك هم اين است مباشرين جزو را خواسته به حساب آنها رسيدگى كند . پس از وضع قبوضات امير اسعد و سالار فاتح و اقتدار السلطنه آنچه باقى مانده است گرفته براى مخارج اينها بدهد . از هركس چيزى هم بشود گرفت به عنوان اعانه دريافت مىكنند و بسيارى تاحال گرفتهاند . گفتم اين پول را چه مىكنند . گفت معلوم نشد . گويا به جنگل روانه مىدارند . سى سوار معين شده بود الموت بيايد كه گدوك بسته شد و باز شود مىآيند .
قصد دولت چيست ؟
من نمىدانم آنها هم كه طهران هستند نمىفهمند ، قصد و نيت دولت ما در باب اين اقدامات جنگليها چيست . روزنامهنويسها اخبار جنگل و رشت و بعضى اقدامات ميرزا كوچك خان را كه ممكن نيست مخفى داشت از قبيل تصرف شهر ، اخراج شوبرگ رئيس نظميه و بريگاد و غيره مىنويسند ، ليكن ديگر ابدا تنقيد يا تعريفى در ذيل درج نيست .
بلكه از سوق عبارت معلوم مىشود كه رضايت به اين اقدامات دارند نه مخالفت .
رئيس الوزراها و وزراء يا اجزاء تياتر
وزراى ايران ما از روزى كه مشروطه شده سواى يكى دو نفر از قبيل صنيع الدوله يا مشير الدوله يا سردار اسعد كه مرحوم شدهاند جمع معينى هستند كه مثل اجزاء تياتر و تعزيههاى ما متصل تغيير لباس مىدهند و از هيچكدام جز خرابى و ويرانى مملكت كارى ساخته نشده و كارى ساخته نيست كه اسامى آنها از اين قرار است :
رئيس الوزراها مستوفى الممالك - مشير الدوله - سپهسالار - وثوق الدوله - عين الدوله - علاء السلطنه كه يا سمت رياست وزرا را داشتهاند يا در هر كابينهء آن ديگرى عضويت داشتهاند و گاهى هم شده عضويت نداشتهاند . ليكن در همان حال هم طرف شور و صلاحبينى بودهاند .